تبليغاتX
پله پله تا معبود
پله پله تا معبود
جمعه سی ام مرداد 1388
بازی (5 نفری که دوست دارم ببینم) ...  
خدایا هزاران بار شکرت ...

گفتن بهم باید بازی کنی نام ۵ نفری که دوست داری ببینی را بنویسی خب بااجازه :

۱ـدوست دارم خود واقعیم را ببینم چه جوری بگم دوست دارم با همون دیدی که مردم را میبینم ودر موردشون نظر میدم خود واقعیم بشینم جلوم و من ببینمش و نظر بدم . البته دوست دارم خود واقعی اکثر اطرافیان دوستانمم ببینم ...

۲ـ دوست داشتم موقعیکه حضرت زینب س وحضرت سجاد ع داشتن خطبه هاشون را بعد از وقایع کربلا میگفتن ببینمشون مخصوصا اونجایی که حضرت سجاد ع به معرفی خودشون میپردازندبااون ابهت خاص . البته بین امامان ومعصومین دوست داشتم حضرت فاطمه س را میدیدم وای که چقدر این شهر مدینه غربتش آدمو میگیره همه اونجا غریبندهمینکه هواپیما میشینه تو فرودگاه لرزه بر اندام آدم میشینه واقعا میشه حس کرد غربت مدینه را...

۳ـ دوست داشتم عمو رضوانمو قبل ازشهادتش می دیدم الانم دوست دارم دوستاشو ببینم بااینکه دسترسی آسانی بهشون ندارم میدونم که اونا جواب هزاران چرای منو میدونن ومن منتظرم یه روزی بفهمم خیلی چیزا را ...

۴ـ از علما دوست داشت امام خمینی را ببینم چون از ایشونم یه عالمه سوال دارم وهمچنین آیت الله بهجت رحمه الله...

۵ـ دوست داشتم حاجی اقا بابابزرگمو میدیدم که فقط عکسشونو دیدم هرچند همه میگن اخوی ما دوراز جونش کپی برابر اصل حاجی آقاست مامانم که میگن حتی راه رفتنشم عین بابامه .حاجی آقا چهل روز قبل از مشرف شدنشون به حج تمتع توسن ۵۰ سالگی ۲۵ سال قبل به رحمت خدا میرند ولی چون خیلی خوب بودن همه صداشون میزدن حاج آقا ...

خیلی افراد دیگه هم دوست داشتم ببینم واز اکثرشون سوال داشتم وشاید بشه گفت فقط برای پرسیدن سوالهام دوست داشتم میدیدمشون . درضمن اون شماره بندی هم دلیل بر اولویت نیست...

الهی ...

شعبان گذشت

ما از خود نگذشتیم

تو از ما بگذر ...

حلول ماه ضیافت الله مبارک

پ ن: چه زود عمر آدمی میگذره انگار همین دیروز بود که صدای ربنا تو خونه ها میپیچید و سفره های افطار و سحری پهن بود ...خدایا شکرت که باز لایقم دونستی یه بار دیگه سر سفره ی رحمتت بشینم وکاش میفهمیدم که چقدر بزرگی ...

 

عظمتت را با همون چشمای حقیرم دیدم هنوزم که هنوزه محو اون عظمت هستم کاش عمر این سفر به پایان نمیرسید کاش بازم دعوتم کنی یه بار دیگه با پای دلم طواف کنم بااون دل خسته م برم سعی ...کاش برمیگشتیم یه ماه قبل وتازه آغاز سفرم بود ...هنوزم تو اون سجده ی شکری که واسه اولین بار دیدمت موندم

عظمت او

شادباشین وعاشق حق

التماس دعا

وخدای همیشه بهار نگهدارتون