تبليغاتX
پله پله تا معبود
پله پله تا معبود
پنجشنبه بیستم فروردین 1388
تراوشات ذهن بهاری ...  
خدایا شکرت

 

چه سخت است احساسات را در جاده ی عقل انداختن و دراین مسیر تاختن...

روزها میگذرند یکی پس از دیگری و هرروز کسالت بارتراز دیروز ...

وکاش گریزی بود...

چه سهل است زیر باران بهاری رفتن وچه سخت است با باران یکی شدن ...

مگر نمیشنوی ...آهای ...با تو هستم سرنوشت اندکی تندتر حرکت کن ...

نه ...هر جور دوست داری حرکت کن ...میترسم ... میترسم ازاینکه روزی حسرت این روزهای کسالت آور را بخورم ...

پس حرکت کن ...فقط حرکت...

فردا خواهد رسید ...

و باز ...

نقطه سر خط .

شادباشین وعاشق حق

التماس دعا

وخدای همیشه بهار نگهدارتون