تبليغاتX
پله پله تا معبود
پله پله تا معبود
جمعه هفتم فروردین 1388
شعرهایم همه از آن توست... ...  
خدایا شکرت

 

در بساطم هیچ شعری لایق تو ,من ندارم

آری ,حتما فکر کردی شعر گفتن از برایت ساده است ؟

 

باز میپرسم چرا شعرت فقط مال من است ؟

لرزش محسوس چشمانت فقط مال من است ؟

باز میگویی که شعری من, ندارم لایقت

شک نکن ,آنها همه از آن توست ...

(برگی از دلنوشته های سکوت )

پ ن :سلام

عیدتون مبارک

لحظاتتون بهاری این دلنوشته ها یه شبی تو پاییز بین درس خوندنهاواسه ارشد نوشته شد خب بهترازاین از آب در نمیاد دیگه ولی خودم دوستش دارم . شادباشین وعاشق حق وخدای همیشه بهار نگهدارتون