تبليغاتX
پله پله تا معبود
پله پله تا معبود
شنبه هفدهم اسفند 1387
خرافاتی که اعتقاداتمون را تشکیل میدهند ...  
خدایا شکرت ...

پرده ی اول :

مادرجون :مادر دست زیر چونه ات نذار .

من :چرا ؟

مادر جون :هزار بار گفتم بهت که غم میاره .

منم طبق معمول چند دقیقه ای فقط گوش به این نصیحت که بیشتر شبیه یه سری عقاید شاید خرافاتی باشه میدم و باز دستمو میذارم زیر چونه ام .

پرده ی دوم:

مادر جون : سکوت امروز پنجشنبه چه موقع ناخن گرفتنه ؟؟؟

من : چرا آخه ؟؟مگه پنجشنبه وغیر پنجشنبه داره ؟؟

مادرجون : سکوت مگه نمیدونی اگه نجشنبه ناخن بگیری میراث عزیز میخوری ؟

من:این حرفا چیه مادرجون ؟؟اینا خرافاته ول کنین این حرفارو

پرده ی سوم :

شبه رفتم تو آشپزخونه آب بخورم.وایستادم لیوان آبم دستم .

مادرجون :سکوت مادرجون هزاربار گفتم شب که میخوای آب بخوری بشین وبخور

پرده ی چهارم :

چهارشنبه هست مادرجون میخوان برن خونه خودشون . منم اصرار حالا تا فردا بمونین فرداشب برین .

مادرجون :سکوت فردا اگه نرم دیگه تا جمعه شب نمیتونم برم .

من : چرا ؟خب نرین باشین جمعه شب برین ولی چرا فردا نمیتونین برین ؟؟/

مادر جون : آخه از قدیم گفتن اگه بزرگتری پنجشنبه از خونه ای بره برکت اون خونه را هم باخودش میبره . منم نمیخوام برکت از خونه تون بره .(برای احترام میگم باشه مادرجون هرجور راحتی )

پرده ی پنجم:

میریم سر خاک از دست رفته هامون تو راه برگشت پیشنهاد میدم بریم خونه دایی .

مادرجون :نه خوب نیست بعداز رفتن به قبرستون بریم خونه ی کسی .خوش یمن نیست . برگردیم خونه .

پرده ی ششم :

یکی از فامیلها مریضه وسه شنبه شب هست . میخوایم بریم عیادت ولی با مخالفت مادرجون روبرو میشیم .

علت که جویا میشیم میفرمایند :

از قدیم گفتن دو شب نباید رفت عیادت مریض بد حال یکی شنبه شب (که میشه شب یکشنبه )یکی هم سه شنبه شب (که میشه شب چهارشنبه )

بازهم قبول میکنیم

پرده ها ادامه دارد ...

سوال :

ولی بااین اوصاف شما چقدر ازاین حرفهای بزرگترهارو خرافات میدونین ؟؟ آیا برای این حرفا سندی ویا حدیثی بجز از قدیم گفتن هم هست ؟

بعضی از این خرافات اونقدر برامون تکرار شده که تبدیل به اعتقاداتمون شده و اگه بر خلاف اونها عمل کنیم انگار یه گناه کبیره ای را مرتکب شدیم . وهمینجور نسل به نسل هم ادامه پیدا میکنن و اگه خواسته باشیم جلوشون سینه سپر کنیم مرتد خوانده میشم .

 

 پ ن :

آغاز زندگی مشترک را به دوستانم هستی عزیز و آلوچه ی مهربون تبریک میگم . امید که در سایه لطف ایزد منان ثانیه های عمرتان قشنگترین خاطرات را براتون به یادگار بگذارند و همیشه شاد و سالم و خوشبخت باشین .

 

شادباشین وعاشق حق

وخدای همیشه بهار نگهدارتون