تبليغاتX
پله پله تا معبود
پله پله تا معبود
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
خداحافظ 23 ...  
خدايا هزار مرتبه شكرت

روي هر پله اي از زندگي كه قرار بگيري يك پله خدا از تو بالاتره

نه به خاطر اينكه خداست

به خاطر اينكه ميخواد دستاي تو رو بگيره ...

 

امشب آخرين لحظات ماندگاريم در پله ي ۲۳ هست وفردا مجالي نيست وبايد رفت ...

بايد دستمو بذارم تو دستاي خدا ويه گام بلند بردارم ...

ولي قبلش ...

قبلش دوست دارم فكر كنم به پله هاي قبلم

به اينكه كجا پا گذاشتم ...وچقدر پله اي كه روش قدمهامو گذاشتم محكم واستوار بوده ...

به اينكه اگه پله هاي بالاترو خودم قرار باشه بسازم و بعد روشون پا بذارم آيا توانايي يه معمار خوب بودن را دارم ؟؟

امروز به اين بيت خيلي فكر كردم :

"خشت اول را چون نهد معمار كج     

تا ثريا مي رود ديوار كج "

 

پله هايم هست جويايت خدا ؟؟

يا مسيرم در مسير ناكجاست ؟؟

فردا باز خورشيد طلوع ميكنه و خداوند لبخندي زيبا نثارم كه نشانه اي بيش نيست براي اينكه بگويد : منتظرم تا دستانت را به من بسپاري

وكاش دريابم .. وكاش اندكي دريابم كه او هميشه خواهان گرفتن دستانم هست و من خود گاهي دستانم رابه ديگري ميسپارم و دست رد به سينه اش ميزنم ...

پ ن : سلام ممنون از لطف تمامي دوستان .اميد كه عزاداريهاتون مقبول خداوندگار يكتا باشد .اين روزها زياد اين جمله اي كه در يكي از نظرات دوستان خواندم كه گفته بودند اگر شبانه روز ۴۸ ساعت هم ميشد باز وقت كم مي اوردن ياد اور ميشوم .چون دقيقا الان همين احساس را دارم و روزها برايم كوتاه شدند وزمان به سرعت ميگذرد .براي من ودوستم دعا كنيد كه از اين امتحانات سربلند بيرون بيايم وشرمنده ي خانواده ها ودوستان نشيم

شاد باشين وعاشق حق وخداي هميشه بهار نگهدارتون

چهارشنبه هجدهم دی 1387
عاشوراي 87 ...  
 

 ای زمین کربلا این رسم مهمانداری بود ؟؟!!!

پنجشنبه دوازدهم دی 1387
تصاویری از نخل برادری ...  

 

در صف کربلا

                 با دوصد شور و نوا

                                         گفت میر شهدا

                                                                  "ما و ذلت ابدا "

پ ن :تصاویر بالا از نخل برادری روز عاشورا شهرستان تفت از توابع استان یزد میباشد . تصویر اول نماز ظهر عاشورا و تصویر دوم عصر روز عاشورا

التماس دعا

عاشق حق باشین

وخدای همیشه بهار نگهدارتون

جمعه ششم دی 1387
غرغرهاي يه تازه معلم شده ...  
خدایا شکرت

سلام

ایام امتحانات نزدیکه وهمه درگیر مخصوصا دانشجویان ودانش اموزان وبالاخص دبیران واستادان ....خدا قوت میگم اول به همه شون

نمیدونم چرا تازگیها دلگیر میشم از قشر معلم

میخوام غر بزنم تواین پستم

بااجازه

چندتا شاگرد خصوصی دارم :

گاهی باهاشون دوساعت کار میکنم دلم به حالشون میسوزه که اینقدر دبیرا بی وجدان دارن کار میکنن ؟اخه مگه حقوقتون حلاله اینجوری ؟؟؟ ازمن وآلوچه یاد بگیرین اینقدر درس دادیم هنوز یه قرونم نگرفتیم ولی خداییش دلم به حال بچه ها میسوزه . چرااینقدر معلمها بی خیال شدن ؟؟؟ بچه کلاس چهارم دبستان هنوز ضرب بلد نیست یه مسئله ی ضرب ساده گذاشتم جلوی روش مجبور شدم از اول مبحث ضرب رو با ده تا مثال یادش بدم ...آخرشم حرصمو در آوردوقتی بهش گفتم خب حالا این سوالو حل کن هر چی عدد بود برداشت جمع کردحیف که نمیتونم خشن باشم میگم یه بار دیگه بخون خونده بعد میگم خب الان این بااون مثالی که زدم چه فرقی داره میگه هیچ فرقی فقط شی مسئله فرق کرده میگم خب باید چیکار کنیم پس ؟میگه : یا جمع میکنیم یا منها یا ضرب تقسیم دو رقمی هم که هنوز یادمون ندادنمونده بودم گریه کنم یاخنده از دست این بچه وقتی دفترشو دیدم درست همون غلطی که تو دفترش کرده داره تحویل منم میده میگم اینارو معلمتون صحیح نمیکنه ؟ میگه نه موندم تواین مدارس غیر انتفاعی پس چیکار میکنن؟؟

حالا این به کنار یه دوم دبیرستانی دارم خداراشکر این دیگه مثل اولی شیطون نیست فقط چون دبیرشون باز نکرده مسائلو سر کلاس نفهمیده ولی اونم تو مسائل دفترش خیلی غلط نوشته همیناروهم تحویل من میداد نمیدونم چرا بعضیا میخوان ریاضی رو حفظ کنن

بابا ریاضی حفظی نیست به کدوم یک از مقدسات قسم بخورم ؟؟درکش کنی قشنگه ... سعی کنین از بچگی بچه هاتون رو از ریاضی نترسونین

چندتا نکته که دوران تدریس بهم آموخت :

۱ـ تا شاگردم نفهمیده از اون مبحث بیرون نیام (جدیدا یاد گرفتم از خودم مثال طرح میکنم اونم چه جورش )

۲ـ وقتی شاگردم احساس خستگی کرد درسو بی خیال بشم دیگه تا دچار تنفر نشه

۳ـ وصبر صبر صبر بازم صبر ... شاید سحر نزدیک باشه

۴ـ آیا کلاس درس منم روزی میشه که باز آفریده گی داشته باشه ؟؟

۵ـ دوست ندارم با چهره ی عبوس با شاگردم روبرو بشم همیشه سعی میکنم در اوج خستگی شاد باشم و اونو هم شاد کنم ولی در حدی که خارج از قاعده نباشه و روش باز بشه

۶ـ دوست دارم همه رو عاشق رياضيات كنم چون دنياي زيبايي هست وهمه ي اعداد باهم حرف ميزنن(آلوچه الان ميگه باز رفتم تو توهم )

۷ـ كسي راهكاري داره بهم بگه تا بيشتربا اين شغل آشنايي پيدا كنم دوست دارم هميشه يه چيز نو وجديد رو تو اين شغل تجربه كنم خلاصه اينكه اول راهم كمكم كنين دبيران محترم

۸ـ خواهشا دبيرا بيشتر دلسوزي كنن ناسلامتي معلمي شغل انبياست

ديگه چيزي يادم نمياد

ولي دلم بازم به حال بچه ها ميسوزه چرا بايد بعضي از معلمان اينقدر بي فكر باشن ؟؟؟خدا عقلمون بده الهي

خب كافيه غرغر كردنام هنوز بطور دبير رسمي نشدم اينقدر غر ميزنم خدا به داد اون وقتي برسه كه رسما دبير بشم واين لباس رو تنم كنم

شادباشين وعاشق حق

وخداي هميشه بهار نگهدارتون