خدایا شکرت
خدایا باشد اگر تو می خواهی می روم ولی بدان هنوز خوان رحمتت را جمع نکرده ای من عجیب دلتنگ رمضانت شده ام . دلتنگ ربنای دم افطار دلتنگ خواهشهای بی وقفه ی سحری ... ولی بدان من وداع با رمضان را فقط به امیدی عیدی گرفتن از تو تاب می آورم ...
خب رمضون هم تموم شد ولی ...
چندروز قبل داشتم با خاله حرف میزدم .گفتم :الهی خدا این ماه رمضون رو آخرین ماه رمضون عمرمون قرار نده . خاله حرف جالبی زدن :بهونه ی خوبیه واسه یه سال بیشتر زندگی کردن .
واقعا چیکار می خوایم بکنیم تو این یه سال ؟ اگه بهتون بگم فقط یه سال دیگه وقت داری اون وقت قدر این روزها وشبها رو چقدر میدونی ؟؟

بریم سر فیلمهای این ماه :
راستش فیلمهارو چندان بهشون اهمیت نمیدادم وفقط از هر شبکه ی اگه ۶ قسمتو در کل دیده باشم اونم این هفته ی آخری . خب فیلمهای ایرانی رو اگه فقط قسمت آخرشو نگاه کنی دستت میاد که چی به چیه ؟ نمیخوام به نقد فیلمی بپردازم چون نه منتقدم نه از فیلم وفیلم سازی چیزی سرم میشه . همیشه وقتی رمانی رو میخوندم قوه ی تخیلم بالا بود و تک تک جملات رو انگار دارم میبینم یا تصویر برداری می کنم . بالطبع رمانها وداستانهاشون فرسنگها با واقعیتهای ملموس جامعه مون فرق داشت . تو دوران نوجوانی تنها رمانی که میشد تا حدودی بااون به سادگی ارتباط برقرار کرد دالان بهشت بود (البته اکثرمون بامداد خمار رو به خاطر داریم ولی دالان بهشت دست کم زبانش به زمان ما نزدیکتر بود ) تقریبا از ۴ سال قبل به اون شدت سابق نه فیلمی رو دیدم نه رمان ایرانی به دلم نشست . (از اون لحاظ که به واقعیتهای جامعه ی ما نزدیک باشه وقابل لمس )
تا... فیلم برای هیچ کس
برای هیچ کس به دور از تمامی نواقصی که داشت (وتو این چند قسمتش دستم اومد )حقیقتی ملموس برای ما ایرانیها بود . شاید همه ی ما این ماجرا را دربین اطرافیان خودمون دیده باشیم . لااقل در فرهنگ سنتی حاکم بر یزد این سناریو قابل درک بود . خانواده هایی که هنوز میت رو زمین هست به بهانه ی اینکه مرگ حقه ومیراث حلال زدن تو سرو کله ی هم .وچه گناهایی که برای دو وجب زمین تو کارنامه ی خودشون به یادگار نذاشتن . حالا خوبه تو این فیلم فقط دعوا بین آقایون بود وعروسها ی این خانواده خیلی نجیب بودن وگرنه داستان ازاین هم بدتر میشد .
گاهی وقتا که من وداداشی دعوامون میشه مثلا من میگم : تو اتاق من اومدی نیومدی ! بابا به شوخی به مامان میگن : خانم نگاه کن هنوز زنده ایم دارن ارثمونو بخش میکنن اون اتاقو دخترمون صاحب شد اون یکی هم حتما علی صاحب میشه ماهم باید چمدونمون رو برداریم بریم تو کوچه حتما (الهی قربونتون برم شما رو تخم چشمامون جا دارین 
)
خلاصه اینکه از من کوچیکتر بشنوید وخواهر برادریتونو به خاطر مال دنیا ازبین نبرید.
ای خدا کاش یه سری از افراد لااقل این فیلمها متحولشون میکرد .
به امید روزیکه بین همه ی خانواده ها محبت وصمیمیت حاکم باشه 
عیدتون مبارک
شرمنده ی لطف تمام دوستان هستم اندکی گرفتارم ولی تمام پستهای دوستان وکامنتهای عزیزان رو میخونم فقط مجالی برای جبران محبتهاشون نیست 
این اس ام اس هم چندروز قبل توسط دوستی بهم رسید که خیلی به دلم نشست...بخصوص این سحر آخری ... دلم برای سحرها تنگ میشه ...
شاید این چند سحر فرصت آخرباشد!
که به مقصد برسیم وشناسیم خدارا
میشود آسان رفت
میشود کاری کرد که رضا باشد او
ای سبکبال دراین راه شگرف
دردعای سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یادنبر
من جامانده بسی محتاجم ....
پ ن : ديروز روز بزرگداشت مولانا بود . پارسال رو سال مولانا نام گذاري كرده بودند و لااقل صدا وسيما از اون يادي ميكردند ولي امسال در روز بزرگداشت مولانا منكه نديدم برنامه اي به اين شاعر اختصاص پيدا كنه . يادمه چند ماه قبل اخبار ميگفت :"مولانا رو افغاني كردند و گفتن ايراني نيست !!!!!"شاعر هامون رو هم دارند ميدزند . در وبلاگ دوست عزيزم بانوي سيب پستي از يكي از اشعاراون زده شده خوشحال شدم لااقل بانو ياد مولانا بود .
راستي سال تحصيلي جديد رو به همه معلمان مخصوصا بانوي ارديبهشت عزيز و پرندخانم وفكر كنم نگين خانم
و... تبريك ميگم انشالله سالي پربار وپراز موفقيت رو پيش رو داشته باشيد. 
شادباشین وعاشق حق والتماس دعا 