جاذبه ي خاك به ماندن مي خواند :
آن عهد باطني به رفتن
عقل به ماندن مي خواند و... عشق به رفتن ...
ايام فاطميه تسليت ...

آخرين اخبار :
۱ـ همراه با آغاز اين ايام پنجشنبه ي گذشته در دانشگاه يزد ۵ شهيد گمنام به خاك سپرده شدند.
۲ـ سه شنبه جوابهاي كارشناسي ارشد اومد واقعا به خودم اميدوار شدم اگه اون پست كنكور رو يادتون باشه واينكه چه جوري كنكور دادم .بايد بگم كه تنها ۲۰۰ تا داشتم تا مجاز شدن . بنابراين عزممو جزم كردم تا سال ديگه ان شالله حتما بخونم و صد در صد موفق ميشم
براي اينكه واسم ماندگار بمونه دوستانم كه ارشد قبول شدن رتبه هاشون مينويسم:
دوست عزيز وبلاگ نويسم (آواي فاخته )هر چند رتبه شو زرنگي كردو نگفت بهمون ولي خوشحالم كه خودش راضيه وبنابه گفته ي دوستان روزانه شهر خودشون قبوله

خانوم س . ف :۲۰۳(البته سهميه ي شاگرد اولي هم داشته كه رتبه بدون در نظر گرفتن اون سهميه هست پس دست كم رتبه اش نصف ميشه ) يه پرانتز ديگه هم باز كنم واسه سپيده جون (به عرضتون برسونم كه اين خانم آناليز رياضي ۳ رو ۲۰ شدن
البته معدلش اون ترم بالاي ۱۸ بود
ماهم سر به سر ميگذاشتيم مي گفتيم اينجارو با دبيرستان اشتباه گرفته
)
آقاي ج .ت :۲۰۴ )همشهري همون خانوم بالايي ويه رگ قومي هم دارن ميشه باهم وصلت كنن
جون من اگه خانوم آواي فاخته اينو بري بگيا شوخي كردم تو كه نميخواي سراز تنم جدا بشه 
آقاي ح .ق :۲۸۰ البته من فکر میکردم زیر ۱۰۰ بشه با مزه ترین اقای کلاسمون هست واینکه ایشون شانس زیادی داره اسمشونم امسال حج عمره دانشجویی در اومده
شام ماهم یادتون نره اقا.
آقای م .ع:۸۰۰اين آقا حكايت بودن يا نبودن مسئله اين است
كلاسارو نميومد هر موقع هم ميومد بايد آخر كلاس بيدارشون ميكردن ميگفتن كلاس تموم شده 
آقاي ز (اسم كوچيكشو نميدونم
):۵۰۰اين آقا فكر كنم ۸۲ اي هستش ولي هنوز با ما كلاس داشت .
آقاي ش:(اينم اسم كوچيكشو نميدونم ):۱۰۵۰ايشون مزدوج هستن واين كه سر كلاسها دختر عموي بنده رو ضايع ميكنن بطور اسيدي 
آقاي ه .د:۱۲۰۰ايشون كارگردان جشنمون بودن ونزديك بود ديگه از دستشون كتك هم بخورم تازه ميگفت خانوم تو اگه منو تا اخر جشن نزدي
ازبس دستورش ميدادم بيچاره .
ولي خداييش دستشون درد نكنه خيلي زحمت كشيدن .
يه چيزي هم تو پرانتز باز (يه عكس دخترا گرفتيم ۵ نفري تو جشن همه وايستاديم الان كه دارم نگاه ميكنم ميبينم ايشون اومده كنارم وايستاده بدجوري زار ميزنه تو عكس خودم اخه خجالت كشيده وقتي ديدم
تازه عكس بعديش من رفتم عقبتر وايستادم پسرا كنارمون وايسن الان كه نگاه ميكنم ميبينم باز دوباره كنارمه
)
خانوم م.ف:مجاز شده تقريبا نزديك ۴۰۰۰(مثلا شبانه ي زاهدان قبولي عزيز
)
خانوم م . ا: نگفته رتبه شو ولي زير ۵۰۰ هست اخه خانوم جان اين اداهاچيه
ببين منو غير مجاز شدم هيچ تازه شرط بندي هم كرده بودم با دوستم سر رتبه كه اون رتبه اش بيشتر ميشه كه من ۵۰۰ تا بهتر شدم (اينم از تاثيرات اعتماد به نفسه ياد بگيرين
)وديروز بردمش سالار هويج بستني خورديم جاتون خالي هي بهش ميگم محبوب من دستم لا دره اوضاع اقتصادیم وخيمه باور نكرد 
خانوم ف.ف:ايشون صنايع امتحان دادن كه رتبه شونو بازم نگفتن ولي خوب شده بودن 
ديگه از كسي خبر ندارم فقط بگم كه رشته ي آمار كه دختر عموم هم اون رشته هست رتبه هاي خوبي داشتن :۱۰ـ۱۵ـ۱۶ـ۷۰ـ۱۷۰ـ(البته تا ۱۴۰۰ مجاز ميشدن دختر عموي منم مجاز شده ولي اونم رتبه شو نگفت ولي گفت حول وحوش ۱۰۰۰ شده ميگفت شبانه ي زاهدان اگه شانس بياره قبوله
)بيچاره زاهدان
يزديها زاهدان رو تسخير كردن . 
خب اينم از ارشد ماهم سال آينده ان شالله رتبه زير ۵۰۰
۳ـخبر سوم اينكه مادر جان بنده رسما خونه به دوشمون كردن نزديك امتحانات
حالا مامان جونم نميشد بگذارين واسه بعداز امتحانات . خونه مون رو داريم رنگ آميزي ميكنيم آمادگي پذيرايي از مهمان رو در هتل داريم(براي جناب بزرگ
)الآن در طبقه ي تحتاني مستقريم يك تصوير براتون بسازم الآن:
اون طرف سالن مبلهاي پذيرايي روي هم تلنباره. كنارش يه مبل راحتي بعدش ميز تلويزيون بعدش باقي مبلها تا نزديك پله ها روبروش هم كاناپه و... اين طرف سمت چپ ميز كامپيوتر كنارم يه كتابخونه ي برجي ساختم از كتابهاي خودم وعلي . سمت راست قالي ها وپايينش تخت خوابهاي من وعلي رو بروي هم بالاي سرمون چوب لباسيهامون پايين پامون چوب لباسي مامان اينا . جمعه بازاري داريم 
۴ـ راستي نمايشگاه كتاب هم بد نبود يه سري كتاب گرفتم اسمهاشون : اخلاق خدايان. حديث بندگي ودلبردگي ـقمارعاشقانه ـ عروس بيوه ـدستور زبان عشق ـ من ومولانا ـ سه تا كتاب تست ارشد (پردازش)ـ سه تا كتاب آموزش رياضي براي راهنمايي ـ و كتاب صدتايي عشق ويه سي دي از تمام سخنرانيهاي دكتر شريعتي .
حواشي نمايشگاه :
ديدار با دو تا دوست اينترنتي كه يكي رو همه ميشناسين ديگه
خاله فرا ي مهربونم كه محل قرارمون پارك ساعي بود مابين محل سكونت جفتمون باورم نميشد خاله فراي عزيزمو از نزديك ببينم همچون صداي قشنگش خودش هم با صفا وصميمي بود انگار سالهاست كه ميشناسمش يه آقايي هم خودشو به لالي زده بود (داد ميزد ) وتفال ميزد داشت ميكشتمون كه تفالي برداريم كه برداشتيم وخاله برامون خوندش تفال من اين بود كه عين واقعيت بود :
جز آستان توام در جهان پناهي نيست
سر مرا به جز اين در حواله گاهي نيست
چراز كوي خرابات روي برتابم ؟
كزين بهم به جهان هيچ رسم وراهي نيست
آدمي فكور وبا اراده ومصمم و ولخرج (اينو اقاي بزرگ داشته باشن )اهل مسافرت وميهماني هستيد كه همگان از مصاحبت با شما لذت ميبرند (حافظ چه قدر آبرو داري كرد جلو خاله چه قدر هندونه گذاشت زير بغل
)به اين نيت چه شبها وروزها انديشه كرده اي ومدتها برسر دو راهي بوده اي كه آيا اقدام كني يا خير ؟خواجه مي فرمايد :ايستادگي ومقاومت عامل پيروزي شماست .
راستي شب تولد خاله ديدمشا هديه اي بالاتر اين خاله 
ايشالله صد ساله بشي ودر كنار جوجه وباباي جوجه زندگي سراسر شادي رو داشته باشين 
درست روز تولد خاله روز سالگرد ازدواج عزيزترينهام تو زندگيم بود كه اگه اونا نبودن منم الآن نبودم
مامان وباباي گلم دوستتون دارم هوارتا
شرمنده ديگه اون روز كنار هم نبوديم ولي تبريك كه گفتيم
ايشالله سالگرد ازدواج ۱۰۰ سالگيتون رو من واخوي بگيريم . 
خب ارديبهشت هم تموم شد واينم يه گزارش از ارديبهشت . ماه خرداد و امتحانات (آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است
)اميدوارم همه تون موفق باشين پستم خيلي طولاني شد . خيلي وقت بود ميخواستم پست بزنم تازه يه عالمه از حرفامو خوردم
.اگه چيزي يادم اومد ميام واضافه ميكنم . راستي هواي يزد فوق العاده گرمه در حال پختنيم
(خداييش ما تو اين دنيا ديگه داريم ميپزيم اون دنيا بايد بريم بهشت
)
شاد باشين وعاشق حق التماس دعا وكماكان خداي بهار نگهدارتون 
