دلم گرفت چرا ما آدمها بلد نیستیم از فرصتهای باهم بودنمون لذت ببریم ![]()
چهارسالی که شاید اکثراوقات بی تفاوت از کنار هم میگذشتیم گذشت وتنها امشب برامون موند با یه دنیا خاطره ...
چه قدر از الآن احساس دلتنگی میکنم ![]()
بااینکه دیروز شنیدم ترم تابستونه ارائه نمیشه وباید به خاطر ۶ واحد ناقابل (انقلاب وتاریخ ودوواحد اختیاری ) باز مهرماه سرازیر دانشگاه بشم ولی امشب دلم گرفت
امشب موندو هزاران خاطره ی به یاد موندنی ![]()
کاش امشب به همه ی بچه ها خوش گذشته باشه
منو دوستان که تمام سعیمون رو کردیم
.
خواستم عکسی از لوح وگل رز واینا بگذارم ولی دوساعته داره اپلود میشه خوابم میاد دیگه ما رفتیم به صدای زمین گوش بدیم
بااجازه
باز میام ان شالله شاد باشین وعاشق حق وخدای بهار نگهدارتون![]()
امیدوارم همه تون عکسو دیده باشین چون قالبمو بهم زده بود برداشتمش
خب اعتراض شد که عکسو برداشتم من باز اومدم
ادرسو میگذارم خودتون بازش کنین من دیگه حوصله ی بهم ریختن قالبو ندارم ![]()
من خطاب به دوستم ( که شهرستانی بود ): خانومی میای امشب در بریم ؟؟
دوستم :
واسه چی ؟؟![]()
من : واسه چی نداره ؟؟ دوست نداری در بریم باهم شامی وبستنی چیزی بخوریم ؟؟![]()
دوستم : حالا باید از دست کی در بریم بریم بیرون شام بخوریم ؟؟![]()
من :![]()
خانومی منظور بنده از در رفتن فرار کردن نیست . من منظورم بیرون رفتنه .![]()
وهنوز که هنوزه این مسئله ی در رفتن ما بعداز سه سال واندی حل نشده . ما دائم میگیم بیا امشب در بریم اونم دائم میگه من فرار نمیکنم ![]()
بله دوستان در لهجه ی یزدی یه سری از واژگان وعبارات هستن که علاوه بر اون معنای کنایی که دارن ما به یه معنای دیگه هم بکار میبریم . در اکثر شهرها اصطلاح در رفتن فقط به معنای کناییش بکار میره . ولی در بین یزدیها این اصطلاح علاوه بر معنای کنایی که داره یه بار معنایی جدا هم داره واون بیرون رفتنه . ( همونکه وقتی بچه هاتون زبون باز میکنن میگن ددر
)ولی باید دید که این اصطلاح کجا بکار میره واز کاربرد اون معناشو تشخیص داد . اصطلاحات دیگه هم هستن که باشه برای بعد . ![]()
حرف هفته :
یک شاخه ی گل به زنده ای دادن هیچ قابل مقایسه با نثار کردن تاج گلی بر گور مرده ای نیست .(بنیامین فرانکلین )
پ ن :سلام دوستان عزیز . امیدوارم هر جا هستین موفق وسالم وشاد باشین . باز هم عذر منو بپذیرین که یک شاخه گل را جایگزین خط خطیهام تو نظرات وبلاگتون کردم. ایام میان ترمهاست وحسابی در گیرم وهمچنین در کنارش هم باید به کارهای جشن فارغ التحصیلی برسیم که یه عالمه کار داره یکی بیاد کمک
اسپانسر هم میخوایم
دیگه همینا مجری هم میخواین
. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم (میتونین اسپانسر بشین منم اونجا تبلیغ وبلاگتون رو میکنم
)
دوستان در مورد کنسرت پرسیده بودن باید خدمتتون عارض بشم بنده دفعه ی اولم بود رفته بودم کنسرت
وفقط داشتم ادمارو نگاه میکردم . باورم نمیشد یزدیها اینجوری باشن
اوضاع حجاب افتضاح (منظورم از افتضاح اینه که در وسطا کنسرت وقتی نگاه میکردی یه عده اصلا شال وروسریشون رو شونه هاشون بود .رقص هم که دیگه هیچی . اقایون که کنارای سالن میرقصیدن خانوما هم سر جاشون
و... بد نبود ترانه ی " هر چه آرزوی خوبه مال تو ... هر چی که خاطره داری مال من " رو همه همخوانی کردن . جالب اینجا بود اخر کار فرزاد حسنی اومده میگه خب به احترام شهیدانمون همه وایسین و ای ایرانو بخونین . حالا تصور کنین دیگه خانوما هم از سر جاشون پا شدن وانواع جنگولک بازیها . ( خدایا قبل ازاینکه چیزی رو به من عطاکنی ظرفیتشو بهم بده
) ودر اخر اینکه شنیده ها حاکی از اینه که کنسرت رضا صادقی قراره تو یزد برگزار بشه . هنوز نمیدونیم چه موقع .![]()
همین دیگه زیادی حرف زدم قرار بود پستام خلاصه باشن . شاد باشین وعاشق حق . واسم خیلی دعا کنین . وهمچنان خدای بهار نگهدارتون ![]()
![]()