سنگ اگر بارد ,چو باران
مي روم زين رهگذر وهر چه باداباد ....

پ ن : سلام شبتون خوش منم خوبم
اميدوارم شما دوستان هم خوب باشين آخرين اخبار يزد هم كنسرت احسان خواجه اميري با اجراي فرزاد حسني بود كه بد نبود
به قولي دوستي "دنيا ديدن به از دنيا خوردنه "
. جهت رفاه حالتون ان شالله ازاين به بعد پستهاي كوتاهي اينجا ميبينين .
شاد باشين وعاشق حق . التماس دعا وخداي بهار نگهدارتون ![]()
![]()
بعد نوشت : دوست عزیزی که واسم کامنت خصوصی گذاشتین ممنون میشم بفرمایین بنده کجا باید جواب سوالتون رو بدم ؟؟
نه آدرسی از خودتون بجا گذاشتین نه اسمی ونشونی ...آدرس بدین خدمت میرسم وجوابگوی سوالتون خواهم بود . ممنون ![]()
۱ـ مرغ سحر ناله سر کن ( استاد بنان ) اینو یادمه دوران دبستان که بودم از سریال این خانه دوراست که اون پهلوانه خوند تو مدرسه بچه ها میخوندیم مخصوصا بین مصرعها "دی دی رین " رو نیمکتها ضرب میگرفتیم
.
۲ـ ای الهه ی ناز ...با دل من بساز ...(با صدای معین ) که یه کاست داشتم دوران راهنمایی که همراه بااین آهنگ ترانه ی " یه جعبه مداد رنگی ... بکشم عکس آدمایی ... که یه لقمه نون ندارن " هم بعدش بود . اکثرا شبها که میخواستم مشق هامو بنویسم اینو میگذاشتم تو ضبط کنارم . دائم مامان میگفتن قطع کن آدم گریه اش میگیره ولی من دوستش داشتم .(اون طرف این کاست هم ترانه ی دهاتی شادمهر عقیلی بود که اون زمون اوایل خوانندگی شادمهر بود وهمه ازش دم میزدن )
۳ـ دوتا آهنگ که نمیشه اسمشو گذاشت ولی شاید بشه گفت نوا نمیدونم حالا هرچی بودوهست که من دوست دارم عصرای جمعه گوش بدم دائم شبکه های تلویزیون را میزنم تا یکیش پخش کنه "شاید این جمعه بیاید شاید ..." و " دمی که بی تو برآید ... خدا کند که نیاید ...."
۴ـ کلا از همه ی ترانه هایی که با صدای اصفهانی هست لذت میبرم مخصوصا بااین چندتا :
*عشق است آتش وخون .... داغ است ودرد دوری ... کی میتوان رسیدن ... کی میتوان صبوری ... (تیتراژ پایانی سریال وفا ) اینو به یه دلایل خاصی دوست دارم ومیدونم چه قدر تو تنهایی خودش اینو تکرار میکنه ...
* دیگه از خستگیام خسته شدم
...
دیگه بسه دیگه بسه انتظار ... ابر رحمت برسر دنیا ببار
(فکر کنم اسم ترانه اش انتظار باشه . اینو وقتی دیگه خیلی داغون باشم با خودم زمزمه میکنم )
* از تیتراژ ولایت عشق (یا همون فیلم امام رضا) هم خوشم میاد .
۵ـ دیگه ما دخترا از هیچ آهنگ خوشمون نیاد از آهنگ" دخترا سیب گلابن" مجید اخشابی خوشمون میاد . مخصوصا وقتی میخوام داد علی در بیاد
.
۶ـ دنیا اگه خوب اگه بد .... باتو برام دیدنیه ... عطر گلای اطلسی ... با تو برام چیدنیه (فیلم میم مثل مادر ) از تقریبا یه سال قبل که اینو شنیدم تو خونه واسه مامانم میخونم مامان هم داد میزنن میدونم تورو خدا ول کن .نه که خیلی صدام خوبه از اون لحاظ
.
۷ـ جدیدا آهنگ " هم اتاقی " فکر کنم موسوی خونده خیلی برام شنیدنی بود بطوری که گاهی جایگزین اون آهنگ انتظار اصفهانی کردم . مخصوصا اون تیکه اش که میخونه " هم اتاقی ببین چگونه ... سیل اشکم شده روونه "
دیگه اینکه چون شادمهر همزمان باما هست اکثرا اهنگهاشو دنبال میکنم ولی جدیدا چندان دلچسبم نیست فقط همون "یاس کبود " و "سبب" و... مخصوصا سبب را تازگیها اینم زیاد گوش میدم "سبب منم که میشکنم ... اما حرفی نمیزنم ...."
بعدم دیگه هر ترانه ای که از اشعار مولانا وحافظ استفاده بشه خوشم میاد . از صدای علیرضا عصار واون صلابتی که تو صداش هست خیلی خوشم میاد ومخصوصا این اهنگ " ای عاشقان ای عاشقان ... شهر را چراغانی کنید "
اینکه همش شد اینور آبی ومجاز چه بچه مثبتم من
.از اونور آبیها هم صدای قیمیشی پدر وپسر را بعضی اهنگهاشون رو میپسندم و... کلا بیشتر روی متن ترانه تمرکز میکنم .
این شماره هایی که زدم اصلا اولویت بندی نیست هر کدوم واسه یه زمان خاص خودش برام شنیدنشون لذت بخش بود .
اتفاقا وقتی با خاله فرا حرف میزدیم خاله به نکته ی جالبی اشاره کردن . گفتن : "تو این زمونه هر کی با مامان باباش قهر میکنه یا مثلا یکی بهش میگه بالا چشمت ابروست میره خواننده میشه ." واقعا هم همینطوره تا دلتون بخواد خواننده ریخت وپاشه که بعضا فقط انگار میخوان تقلید صدا کنن که به هیچ وجه خوشم نمیاد ازاین خواننده ها. که در این مواقع ترجیح میدم موسیقی بی کلام را گوش بدم
.
اینم از اولین پست سال ۸۷ سکوت و بازی ترانه ها که قولشو داده بودم .(شرمنده ام اگه دیر شد سمیرا جون .
کارهای من دیر وزود داره ولی سوخت وسوز نداره )
اولین حرف هفته :
اگر یادتان ماند وباران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید

پ ن ۱ـ سلام سلامی مثل عطر گلهای بهاری![]()
. امیدوارم سال ۸۷ را به خوبی آغاز کرده باشین ولحظه هایی توام با شادی وشادکامی را گذرونده باشه
. عیدتون دوباره وصد باره مبارک ![]()
. ببینین عیدی من چیشد ؟؟
ای بابا بجز چند نفری باقی از من بزرگتر بودینا ؟؟
من عیدیمو میخوام زود تند سریع .
منکه امسال بااینکه روز اول سال چندان به کاممون نبود ولی خدا روزهای بعدش عیدیهای بزرگی بهم داد . خدا جونم بی نهایت ممنون .
یکی اینکه یکی از دوستای نت یه شب مهمون ما بودن جاتون خالی خیلی خوش گذشت تا حدود ساعت ۵صبح در کنار هم بودیم مگه حرفامون تموم میشد منم که خیلی کم حرف
. زهرا جونم خیلی خوشحال شدم از حضورخودت وخانواده ت امیدوارم هر چی ما کم گذاشتیم تو این سفر واسه تون وقتی ما اومدیم اونجا جبران کنین
.
گاهی وقتا آدم بااینکه مطمئن هست از طرف مقابل ولی تا نبینه اونو با دوتا چشماش اعتماد کامل نمیتونه داشته باشه مخصوصا تو این دنیای مجازی که همه چیزی امکان پذیره از تغییر جنسیت تا هزاران اتفاق دیگه . من زهرا را بیش از یه سال بود میشناختم ولی ارتباطمون خیلی کم بود از خانواده اش و سیستم تربیتشون تا حدودی آشنایی داشتم تقریبا مثل خودمون بودن ولی وقتی میخواستم برای بار اول ملاقاتش کنم یه جورایی ته دلم میلرزید . میترسیدم با اون فرضیات من فرسنگها فاصله داشته باشه دفعه ی اول با مامان رفتیم دیدنشون وقتی ملاقاتشون کردم مامان هم خیلی به دلشون نشست ودعوتشون کردن منزل. کلا اینکه اون شب مگه مامان بابای من از طبقه پایین میومدن بالا همچین با اونا گرم گرفته بودن انگار نه انگار که من باعث این اشنایی شدم
.
بعضی از دوستای نت و وبلاگی رو خیلی دوست دارم ملاقات کنم از نزدیک ان شالله که مقدماتش در آینده فراهم میشه .
دومین عیدی که خدا بهمون داد شفا یافتن یکی از دوستای خانوادگیمون بود که سرطان داشت . خدا جونم دوستت دارم خیلی زیاد . ![]()
![]()
سومیش که مخصوص خود خودمه ودرست روز قبل از میلاد پیامبر ص بهم داده شد از طرف بابای گلم یه فیش عمره
. وای که چقدر خوشحال شدم فقط خدا کنه زود اسممون دربیاد از الان لحظه شماری میکنم
. علاوه براینکه یه مسافرت معنوی هست تو این سفر با خیلیها همسفریم یعنی بهتره بگم کلا طایفه ی مامانیم باهم اسم نوشتیم ( خانواده ی ما ومادر جون و دوتا داییهامو بچه هاشون )
چهارمیش هم که دیروز شنیدم خبر سلامتی کسی که مدتهابود ازش بی خبر بودم .خدایی ازت ممنونم
پنجمیش هم مادی مادیه دیگه. یه کارت اینترنت ۱۰۰ ساعته
. نقدینگی هم امسال عید بد نبود . هرچه گفتیم ما دیگه بزرگ شدیم عیدی زشته بگیریم به زور بهمون دادن دیگه
.
(چه پی نوشت بزرگی شد این
!!)
پ ن ۲ـ عکس بالا هم نمیدونم از کجا سیو کردم شرمنده از دوست عزیزی که این عکسو از وبلاگشون برداشتم خب خوشم اومد دیگه
.
پ ن ۲ ـ دیگه حرفی ندارم . مسافرت هم نمیریم چون مراسم داریم از شنبه . بیشتر در منزل به سر میبریم . درس هم نمی خونیم به سلامتی
. تلویزیون هم چندان نمیبینم ولی از این سریالها فکر کنم شبکه ی یک و دو جالبتر باشه .راستی قالب میخوام یکی کمکم کنه
. ما رفتیم . شاد باشین وعاشق حق و خدای بهار نگهدارتون![]()
( این نوع خداحافظی هم از یکی از دوستام یاد گرفتم
)
بعدها نوشت :
سلام امشب جمعه یعنی دیگه الان شنبه هست فقط اومدم بگم که بنده در سلامتی کامل بسر میبرم فعلا حرفی برای به روز کردن ندارم سرم هم حسابی شلوغه ایام میان ترمهاست . چند وقتی کمیابم
نه نایاب . بالاخره اینکه کلی ونصفی شرمنده . التماس دعا شاد باشید وعاشق حق وخدای بهار نگهدارتون ![]()
![]()