تبليغاتX
پله پله تا معبود

 

آخرین شب پاییزی رو بهتون تبریک میگم .الهی غمهایتان به کوتاهی این شب و شادیهایتان به بلندی اون باشه .

مهر رخشا نکوترین چهراست                          شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز                            هست در آخرین شب پائیز
بیخ و بن در حماسه گستردست                     در نهادش حماسه پروردست
لفظ یلدا اگرچه سریانیست                             شب مهر آفرین ایرانیست

 

واما اندکی از شب یلدا :

همونطور که میدونید زرتشتیان ساکن یزد زیادند . یکی از دوستانم زرتشتی هستش . ازش خواستم تا در مورد آیینشون در این شب واسم بگه واو چنین گفت :

شب یلدا یا چله میرن خونه ی مادربزرگشون .اونجا مادربزرگ کرسی آماده کرده وروی اون از خوراکیهای شب یلدا ( آجیل و انار وهندوانه و...) ویه هفت  میوه ی خشک شده ی خام به نام لورک قرار داده . در قدیم زرتشتیان فکر میکردند که شب یلدا چون بلنده اهریمن بر خورشید پیروز میشه بنابراین از اوایل شب تا ساعت ۴ الی ۵ صبح مینشستند به خیال اینکه اهریمن تونسته بر خورشید غلبه بشه ووقتی میدیدند که باز روز داره فرا میرسه وخیالشون راحت میشده که هنوز روز هست میرفتن میخوابیدن .یه چیز دیگه اینکه اونها هم  در شب چله فال حافظ میگیرن ( البته امروزیهاشون )اطلاعات دوستم در همین حد بود ولی اندکی خودم تو اینتر نت گشتم ویه سری چیزای دیگه هم فهمیدم مثلا :

نزد زرتشتیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا دهم بهمن ماه را در بر می گیرد و ازده بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است. زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند: فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود ( همون خوراکیهایی که بالا گفتم تو این فدیه قرار داره )زرتشتیان در این شب دعایی به نام « نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است.

که البته دوستم از مامانش هم سوال کرد گفتن اصلا دیگه مثل قدیم اون دعا وفدیه مرسوم نیست

واما شب یلدای پارسال من:

اصلا نمیدونم شب یلدا کجا بودم حتما خونه ی عموی بزرگم بودیم دیگه . فقط یه سنت رو اجرا کردیم همون هندونه خوردن بود اینم فقط برای خالی نبودن عریضه .  همش گریه بود وچیکار کنیم چیکار نکنیم وتلفن به این دکتر واون دکتر . یاد آوریشون عذابم میده اینکه ۱۷ روز سر گردون بیمارستان باشی وهربار میری ناامیدتر . اینکه دلت خوش باشه تا عزیزترین کسی که داری فقط برای یه لحظه خودش نفس بکشه اینکه فقط بذارن یه روز بیشتراز  ۵ دقیقه ببینیش . وآخرش هم ....

این سه روز آخر هفته  سالگرد مامان بزرگمه . وباز تنهایی وشب یلدایی بدون اون ....

خدایش بیامرزد ........

جواب دوستان به سوال هفته ی گذشته :

سپیده جون  تفکر بر انگیزه! زیبایی...حقیقت....مخم داره ارور میده!

منتظر عزیز در مورد حقیقت تا اونجایی که یادم میاد همه میگن " حقیقت تلخه

محدثه جون اینکه هر زیباییحقیقت نیست....واقعنم همینجوریه
و حقیقت درسته زیباست و لی تلخم هستش

خاله فرا سوال جالب و عمیقی هست . و من قسمت دوم رو بیشتر اعتقاد دارم اینکه زیبایی همیشه حقیقت ندارد . چند خط داستان در این مورد مینویسم امید دارم ربط داشت باشه اینکه :
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

رهگذر عزیزحقیقت همیشه زیباست ولی زیبایی همیشه حقیقت نداره... جمله زیباییه منم موافقم زیبایی همیشه حقیقت نداره زیرا بعضی از زیباییها خیلی دور از دست رسه

اسب وحشی عزیز این حرف درست نیست!!! چون که زیبایی به درک آدم بستگی داره و مثلا حقیقت اینکه من فوق قبول نشدم یه حقیقت تلخ زشت و مزخرفه!!! و یا مثلا این حقیقت که پیر شدم و هم پالکیهای 5-6 سال پیش که هم سن و سال شما بودم دیگه توی نت پیداشون نمی شه!!!

عمو سهیل راستش من همیشه شنیده ام که حقیقت تلخ است .ولی اگر هم زیبا باشد بعضی مواقع زیباییش چندان شاید دلچسب نباشد. نظر خاص دیگه ای ندارم

سوال هفته :

زیباترین تفالی که از حافظ زدین چی بوده ؟؟

حرف هفته :

نان را ,هوارا,  روشنی را  ,بهار را از من بگیر,  اما خنده را هر گز ,تا چشم از دنیا نبندم .(پابلونرودا)

اینم برگی از نوشته ی دیشب من  ( سفارشی )

این جناب حافظ دیشب به سراغم اومدن وگفتن یه سفارش دارم قبول میفرمایید . هر چه خواستم طاقچه بالا بذارم نشد که نشد دستم واسش رو شده بود گفتم حافظ مجانی تموم نمیشه واست گفت خیالی نیست میری از آقا سهیل میگیری منم دیگه تو رو دربایستی گیر کردم وچنین شد که این چند بیت پدید آمد :

از چه روز غمگین نشستی ای سکوت              دست بزن, باده بیارو در بکوب

که زمستان میرسد ای همسفر                      از فراموشی من کن بر حذر

در شب چله به هر سو سر بزن                        یک نگه هم بر کتاب من بزن

بعداز آن آیی به وبلاگ  عمو                              هر دو بیت اولش را تو بگو

طرحی از چله گذاری یادگار                             تا شود رسم تفال ماندگار

پیوست :

۱ـ سلام سلام سلام .... سلامی به بلندی شب یلدا .... نه نه نمیتونم به این بلندی سلام کنم صدام در نمیاد دیگه بعدش ... خوبین همگی ؟؟ مارو نمیبینین خوش میگذره دیگه ان شالله هر جا هستین خشتون باشه ( یزدی رو داشتین نتونستین بخونین خبرم کنین لاتین واستون تایپ کنم ) خب من واسه سفارش بالا قراره پول بگیرم مگه نه عمو ؟؟شماهم برین دو بیت اول تفالتون تو شب چله رو بنویسین شاید چیزی گیرتون اومد

۲ـ یه خبر در گوشی هم بدم . همایش دکتر حلت قرار بود برگزار بشه لغو شد رفتیم پرسیدیم چرا ؟؟فرمودن قراره جناب رهبر تشریف بفرمایند یزد . نباید تجمع ایجاد بشه ماهم گفتیم باشه سعی میکنیم ایجاد تجمع نکنیم

۳ـ به سلامتی ومیمنت خدا  مارو نپذیرفت اصلا از بچه های خودمون فقط یکی از آقایون اسمشون در اومده قرار شده یه شب شام خراب بشیم رو سر شون بعد از حالت دپرسی که واسه در نیومدن اسممون ایجاد شده بود گفتیم اشکال نداره خدا قبولمون نکرد میرین کبوتر حرم ثبت نام میکنیم امام رضا که دیگه قبولمون میکنن . رفتیم با هزار امید وآرزو ثبت نام کردیم وبه قول دوستم باز هم با احساساتمون بازی کردن به بچه ها گفتم خوب اشکال نداره چند روز دیگه جمکران ثبت نام میکنن دیگه اونجا که راهمون میدن حالا منتظر خبر ثبت نام جمکران هستیم اگه اونجا هم راهمون ندادن قراره با بچه ها تاکسی بشینیم بریم سید جعفر خودمون .( نمیدونم چرا یادمو دو بیتی زیر افتاد )

گر قسمتم شود که تماشا کنم تورا

                                                            ای نور دیده جان ودل اهدا کنم تورا

این دیده نیست قابل دیدار تو

                                                           چشمی دگر بده که تماشا کنم تورا

۴ـ انتخاب حرف هفته به دلایلی بود که الان متذکر خواهم شد راستش چند دفعه ای هست دوستام بهم میگن تو انرژی مثبت القا میکنی با خنده هات اخه یه عادتی دارم من که هر جا میخوام وارد بشم اولش که نیشم بازه تا بناگوش بعدم یه سلام بلند واسه اعلام موجودیت و هیچ وقت این خندون بودن رو فراموش نمیکنم ( البته تو برخوردای رو در رو )بنابراین اینجوری شد که حرف هفته پدید اومد منم به همین خنده ها زنده ام دیگه

5_ یادم رفت در مورد روز عرفه بگم :

این روز توبه ی آدم پذیرفته شده ( پس روز قبولی توبه ی گناهکاران است ) حضرت ابراهیم وعیسی (ع) در چنین روزی متولد شده اند .وزبور بر داوود نازل شد ه جناب مسلم بن عقیل نماینده ی امام حسین (ع) وهانی بن عروه سرباز حسینی شهید شدند و مثل این روز رسول خدا (ص) مامور شدند درهای خانه هایی که به مسجد بود ببندند بجز در خانه ی حضرت علی (ع)

شرح کامل اعمال هم که در مفاتیج موجود هست مارو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارین . یه چیز دیگه هم اینکه امسال روزه ی روز عرفه چون شک هست در اون نگیرین ( همینم مونده بود مرجع تقلید بشم )

6_ عید قربان رو هم بهتون تبریک میگم مخصوصا حاجیان محترم

7_ دیگه چیزی یادم نمیاد . هنوز هم در تحریم اونم از نوع اسیدی هستم  امتحانات نزدیکن برام دعا کنین . شاد باشین وعاشق حق .ایام به کامتون


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 12:26 توسط ::سکوت::


دیگر غزلی برایم نیست                 کز آن دل من بیدار باشد

شب تا به سحر کند آوایی               دور از همه رنگ وریا باشد

دیگر نمانده برایم طاقتی               تا در پی یاری دگر باشد

شب تا به سحر کند آوایی             دور از همه جدایی ها باشد

شاید دگر روز باز دلم                   طاقت بیارد ودنبالش برود

یانه کنجی بنشیند  دلم                  شاید یار به دنبالش آید

تنها خدا می داند ره دلم                ای کاش که به ناکجا نرود

یا گر که رفت دلم به ناکجا              آن نا کجا به خدا ختم شود .....

                         ( برگی از دلنوشته های سکوت )

من رایانه مو میخوام

از شنبه ی گذشته بنده رسما بدون رایانه شدم داداشی رایانه مو طی یه عملیات انتحاریه استتشهادیه چیه ؟؟؟؟؟ نه همون انتحاری آخه تلفات نداشت از طبقه ی پایین منتقل کرد به اتاق خودش در طبقه ی بالا ....حالا با بردن به اونجا مخالفتی نبود ولی اونجا خط تلفن نداشت که وصل نت بشم . بنابراین بنده راهم به این دهکده ی جهانی بسته شد مونده بودم چیکار کنم چیکار نکنم .یکشنبه از دانشگاه یه سر رفتم نت وبه چند نفری ماجرا را گفتم .مسنجرم هم باز بود یه وقت دیدم یکی داره پی ام میده من : بفرمایین امرتون ؟؟ ... تو مگه کلاس نداری برو کلاست من : منظور اقا ؟؟ شما ؟؟ ... جواب نداد ودیگه قطع شد ...منم مشکوک به بچه های کلاس ولی تا عصر نفهمیدم کی بوده دیگه بی خیالش شد ... وقتی رسیدم خونه. مامان : تو امروز نت دانشگاه بودی ؟؟من : اره چطور ؟؟ شما از کجا فهمیدین ؟؟مامان : خوب علی ( داداشی ) دیده تورو من: ایشون مگه تشریف آوردن دانشگاه من  مامان : نه تو نت بودی اونم اومده من : پس ایشون بودن سر به سر من میذاشتن .. خوب حالا چه جوری وصل نت شدن ؟؟مامان : خب سیم کشی کرده از صبح بچه ام وقتی رفتم دیدم بله چی میبینم ؟؟ آقا از لوله ی بخاری سیم تلفن آورده تو اتاقش آقایون هر کاری خودشون دلشون میخواد میکنن ...منم تا دیدم که خونه نیست زود رفتم تو اتاقشو اومدم پای نت واعلام حضور کردم کردم به چندتااز دوستان گفتم غصه نخورین کماکان رو سرتون خراب هستم ولی یه چیزی دیگه شب اومدن نت وکامنتهای طویل گذاشتن وسر زدن به دوستان تعطیله اخه اینجور که بوش میاد این آقا داداش ما دائم تو خونه تشریف دارن یکی نیست بگه بچه پاشو برو دانشگاه برو سینما بی خیال اتاقت بشو بذار من یه سری بزنم امروزم که میخواستم پست بزنم از صبح مگه تو خونه در رفت این بشر ....تازه حرص منم در آورد از صبح نشسته بود پشت رایانه یا داشت با دوستاش حرف میزد یا وبلاگ گردی یا آهنگ گوش دادن منم حسرت به دل نگاش میکردم درسته میگن "گهی پشت به زینو گهی زین به پشت "الآن هم خوابه من از فرصت استفاده کردم تا خبری بدم که دوستان بنده صحیح وسالم تشریف دارم فقط دسترسیم به نت فوق العاده کم شده ووقتی هم بیام وبلاگهاتون را باز میکنم واز نت خارج میشم میشینم خوندنشون به خاطر همین کامنت نمیتونم بذارم میدونم دلتون واسم تنگ میشه ولی امروز که داشتم فکرش میکردم دیدم تو این چند روزه که رایانه نداشتم چه قدر به کارای عقب افتادم تونستم برسم امتحانامم عالی دادم یه جورایی شدم همون دانشجوی سابق ومنضبط .

 

جواب دوستان به سوال هفته ی گذشته :

 

سپیده جون:  دوست داشتم الان تو فضای بین الحرمین بین بقیع و مسجد النبی نشسته بودم...تنهای تنها با خدا روبروی قبر پیامبرش حرف میزدم. شاید...

شمیم جون الان دلم خیلی جا ها دوست داشت که باشه...
جمکران...توی هوای سرد صحنش بشیم و به مسجد نورانیش نگاه کنم و...
مدینه...جایی که به چشم نظاره گر نظاره نکردم اما با دلم...خیلی وقتا حسش کردم ...رو به روی بقیع بشیم و ...خودشون می دونن که چقدر حرف برای گفتن باهاشون دارم
برای درد دل کردن...!
...

عمو سهیل راستش جواب این سوالتون بستگی کامل به شرایط روحی و روانی ام داره بعضی وقتها دوست دارم توی یک کنسرت استاد شجریان باشم و ایشان با اون صدای زیباشون یک شعر از حافظ را بخوانند .بعضی وقتها فقط میخواهم که توی یک جزیره زیبا تنهای تنها بشینم و کتاب بخونم.بعضی وقتها هم توی فاز عرفان و دین هستم ایوان طلای نجف را ارزو میکنم و حرم حضرت علی(ع) و بعضی وقتها هم که توی فاز خستگی و خواب هستم فقط یک رختخواب گرم و نرم و سکوتی راحت میخوام

خاله فرااین روزها حال و هوای سفر دارم الان داره بارون شدیدی میاد . این روزها وقتی چشمم رو می بندم به چهار سال پیش برمیگردم . ای کاش زمان برمیگشت یا تکرار میشد . با مونس و همراه مهربونم ای کاش میشد باز راهی سفر بشم هر دو باهم و در کنار هم . . دلم میخواست الان پیش خودش بودیم و می تونستیم از خوان نعمت و برکتش فیض ببریم . امیدوارم باز خدای پاک ما رو به منزلش دعوت کنه .

محدثه جون دلم میخواست پیش عموم باشم....دلم میخواست دوباره ببینمش و باهاش حرف بزنم و ارومم کنه

 نگین خانم از ته دل میگم ایکاش مکه بودم ودر میان کسانی که لیاقت حاجی بودن رو پیدا کردن .

اسب وحشی عزیز دلم می خواست خوابیده بودم رویی تختم وول می خوردم اما مجبورم سر کار باشم...
اما معمولا دلم می خواست توی جزیره ناشناخته و ساکت باشم که غروبهای قشنگ و صبحهای خوشبویی داشته باشه...

سکوت (خودم)دوست داشتم الآن بین حاجیها بودم ...دوست داشتم یه دعای کمیل پشت قبرستان بقیع بودم عجیب دلم هوای مدینه وغربتشو کرده وبعدهم مکه وروز عرفه وصحرای عرفات ....

سوال این هفته :


نظرتون در مورد این جمله چیه؟؟

" حقیقت همیشه زیباست ولی زیبایی همیشه حقیقت نداره ."

حرف هفته:

نگویمت که دل از حاصل جهان برگیر

                                                به هر چه دسترست نیست دل از آن برگیر

پیوست :

۱ـ سلام سلام  سلام.. من از خواب پاشدم   ... بنده خوبم ودر سلامتی کامل به سر میبرم خداراشکر شما خوبین ؟؟ یه چیزی آقا این ماه که یه روز افتاد اون طرفتر یعنی الآن عید قربان شنبه هست دیگه ؟؟اگه اینجور باشه عالیه یه روز تعطیلی سه روزم قبلش خودم تعطیلم میشه چهار روز ای ول

۲ـ دیروز یعنی بیست ویکم آذر ماه حدس میزنم طلوع بامداد شعر وادب ایران ــ احمد شاملو ــ بوده .. یاد وخاطره اش گرامی ( ای خدا کتاب به کسی دیگه آدم نمیتونه امانت بده ... کتاب آیدا از شاملو را داشتم یکی برداشته برده نه روم میشه بهش بگم کتابمو بده نه اون میاره واسم ) فکرکنم این پایینی از شاملو باشه( نمیدونم درست اگه نیست بهم خبر بدین یکیتون )

ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتک می رود

وگفتن که سگ من نبود ...

ساده است ستایش گلی

چیدنش واز یاد بردن

که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داشتنش بی احساس عشقی

اورا به خود وانهادن وگفتن

که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزش های خودرا شناختن

وبا دیگران زیستن به حساب ایشان

وگفتن که من اینچنینم

ساده است که چگونه می زیی!

باری ,

زیستن سخت ساده است

وپیچیده نیز هم .

3_ تو این مدت که نبودم دیگه مناسبتهاش سالگرد ازدواج حضرت علی وبانوی دوعالم فاطمه ی الزهرا (س) بود .اونم به تموم جوانها تبریک میگم ان شالله زندگی این دو بزرگوار رو سرمشق خودشون قرار بدن دیگه مناسبت خاصی نبود تا هفته ی دیگه که ان شالله میام

4_ بعضی از دوستان میدونم که نزدیک یه ماهه بهشون سر نزدم البته منظورم از سر نزدن کامنت نگذاشتنه مثل وبلاگ شوق رضوان وماورا صلح و فانا وقرار امواج و... ازتون واقعا عذر میخوام . راستی چندتا از وبلاگها جدیدا واسم باز نمیشن مثل همین همشهریمون ماورا صلح نمیدونم اشکال از چیه ؟؟؟یکی منو راهنمایی کنه اصلا وقتی ادرسشون را میزنم یه چیز دیگه واسم باز میشه از این تبلیغاتیها .

5_ یادم رفت بگم هفته ی قبل رفتم مدرسه ی خودم تو دوران راهنمایی واسه کارآموزی ... رفتم سر کلاس خودم نشستم وای چه قدر خاطره واسم زنده شد ... خیلی چیزا یاد گرفتم اینکه یه معلم باید چه جوری و... ولی آخرش ترسیدم آخه خیلی سخته ...واقعا مسئولیت سنگینیه اونم درسی مثل ریاضی ..ازاین میترسم که زبونم رو نفهمن بچه ها ...اخه گاهی اوقات خودمم نمیفهمم چی میگم دیگه چه برسه به اون بیچاره ها که من قراره معلمشون بشه دلم واسشون میسوزه

6_ دیگه برم تا داداشی پانشده راستی شنبه قرعه کشی حج عمره هست دعا کنین اسمم در بیاد خب من رفتم تقصیر خودته هی سراغ ازم میگیرین منم میام تلافی میکنم تو وبلاگ شاد باشین وعاشق حق . التماس دعا وخدانگهدار


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:11 توسط ::سکوت::


واماادامه ی تعبیر خواب ....

رؤيا و خوب شكلي از فعاليت تخيّلي محسوب مي‎شود كه ظاهراً عموميت دارد و همة گروههاي سني را در بر مي‎گيرد. طبق مطالعات انجام شده انسان در هر دوره 80 تا 90 دقيقه حدوداً 14 دقيقه خواب مي‎بيند و در مجموع خواب فرد در شبانه روز 20 تا 24% آنرا رؤياها تشكيل مي‎دهد.
درباره‎ي حقيقت رؤياها بايد گفت: رؤيا را مي‎توان به سه دسته تقسيم كرد. قسمتي از خوابها عبارتند از افكار و اسرار نهاني انسان كه در خواب گاهي بصورت خودش ظاهر مي‎شود و گاهي به عللي تغيير شكل داده به صورت ديگري خودنمائي مي‎كند. اين نوع رؤياها را مي‎توان در روانشناسي تعبير كرد و به ضمير مخفي شخص خواب بيننده پي برد.
قسمت ديگري از خوابها، از افكار آشفته‎اي است كه گاهي در بيداري و بخصوص در مواقع ناراحتي گريبانگير اشخاص مي‎شود و از اين رؤياها در قرآن به «اضغاث احلام» يا افكار شيطان تعبير شده است. «قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ» گفتند (اطرافيان پادشاه): خوابهاي پريشان و پراكنده‎اي است؛ و ما از تعبير اين گونه خوابها آگاه نيستيم. (يوسف / 144).
قسم سوّم خوابهائي است كه جنبة الهامي دارد و گاهي بوسيلة آنهاحقايق از هر جهت مجهولي، واضح و آشكار مي‎گردد.
از پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ حديثي وارد شده است كه فرمود: «الرؤيا ثلاثة بشري مِنَ الله و تحزينٌ مِن الشيطان و الذي يُحدِثُ به الاِنسانُ نفسَهُ فَيراه في مَنامه» خواب بر سه قسم است: يا بشارتي از سوي خداوند است، يا غم و اندوهي از طرف شيطان، ويا مشكلات روزه انسان است كه فرد آنرا در خواب مي‎بيند.
امّا در مورد تعبير خواب بايد بگوئيم از گذشته دور علم تعبير خواب مورد توجه بوده است و كساني بوده‎اند كه داراي علم تعبير خواب بوده‎اند. تعبير خواب به چند امر بستگي دارد.
1. به عواطف مذهبي و فرهنگي خواب بيننده آگاه باشد از آنجا كه عواطف مذهبي و فرهنگي اقوام و ملل جهان با يكديگر فرق مي‎كند قهراً صورت خواب يك فرد مسلمان اغلب آميخته با عواطف اسلامي خواهد بود. از اين رو تعبير كنندگان خواب مسلمان بوسيلة آيات قرآن مجيد و روايات مذهبي كه تكيه گاه عواطف عمومي مسلمانان بوده تعبير و تفسير مي‎كردند.

  ۲.آگاهي با رموز و كنايات رؤيا: اغلب اوقات درك وجداني قبح و نفرت اجتماعي يا ادب و اخلاق عمومي اجازه نمي‎دهد محتويات ذهن بصورت واقعي در خواب ظهور پيدا كند لذا افكار پنهاني با لباسهاي مختلف و بصورت كنايه و رمز در عالم رؤيا ظاهر مي‎شوند. تعبير كننده خواب بايد به قدري باهوش و رموز و كنايات آگاه باشد كه از صورت ظاهر خواب كه سراسر رمز و كنايه است واقع را درك كند و خواب را تعبير كند.
در روايتي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه فرمود: «للروياء كُنيً و اَسماءً فَكنّوها بكناها و اعتبروها بِاسمائِها» خوابها كنيه‎هاي و اسم‎هائي دارند، براي تفسير و تعبير رؤيا بايد از كنايه‎هاي آنها بطور صحيح استفاده كرد.
امّا آيا لازم است تعبير خواب خود را بداند؟ اگر كمي آگاه به تعبير خواب باشد دانستن تعبير خواب مي‎تواند مفيد باشد. چنانچه از اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه: «چون مؤمني خواب ببيند، دانستن تعبير آن مفيد است. تا از خواب بهرة نيكو و شادي برگيرد و اگر خواب بد ديد، با صدقه و دعا و ذكر خداي متعال از خود رفع شر كند»
امّا اگر كسي كه تعبير خواب نمي‎داند. بيان خواب براي هر كس جايز نيست چنانكه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «رؤياي خود را براي كسي نگو مگر دوست صميمي يا براي كسي كه علم تعبير خواب مي‎داند. امّا دوست تو اگر علم تعبير نداند و زبان خواب را نمي‎فهمد لااقل در تعبير رؤيا خاطرة بدي در تو ايجاد نمي‎كند و باعث تيرگي روانت نمي‎گردد. امّا كسي كه علم تعبير مي‎داند از خواب تو به ضمير پنهانت پي مي‎برد و افكار درونيت را مي‎فهمد، شايد از اين راه بتو نصيحت و اندرزي گويد و از گناهي كه به آن آلوده هستي بركنارت نمايد.»

پس بطور خلاصه مي‎توان گفت همة انسانها رؤيا دارند. و براي تعبير آن بايد فرد معتبر داراي هوش و ذكاوت بالايي باشد و از رموز و كنايات خواب آگاهي داشته باشد. و با قرآن آشنا باشد. اگر چنين افراد باشند كه انسان خواب را براي آنان بگويد و آنان تعبير كنند بسيار خوب است امّا اينكه انسان بخواهد عمر كوتاه و پرارزش خود را صرف يادگيري علم تعبير خواب نمايد به نظر ما كار لازم و مورد احتياجي نيست.

جواب دوستان به سوال هفته ی گذشته :

سپیده جون راستش من کلا" وقتی تنها تو خیابون راه میرم ذکرهای زیادی میگم بعضی وقتها هم با خودم حرف میزنم!!
دلم برا هر ذکری تنگ بشه یا آیه یا حدیثی که خیلی ذهنمو به خودش مشغول کرده باشه! مثلا" یه مدته میگم "انتم الفقرا الا الله!" یا میگم:" الهی! ارحم من راس ماله الرجا و سلاحه البکا!" یا "اعوذ بک من شر الشیاطین الرجیم و اعوذ بک ان یحضرون"
یه مدت هم دلم برا لبیک تنگ شده بود! "لبیک...اللهم لبیک...."اما برای وقتی که از خونه میرم بیرون:
معمولا" آیه الکرسی یا حمد و سوره میخونم

نیما وتانی عزیز (همراز )بسم الله الرّحمن الرّحیم، الهی به امید تو... (چه واسه’ بیرون رفتن و چه انجام هر کاری)

خاله فرا : خدایا با یاد تو و به امید تو . شکر که امروز هم زنده هستم

نگین خانممن معمولا اول بسم الله میگم و بعد هم ایت الکرسی رو میخونم

عمو سهیل ها اين سوال از اون سوالات بود که هميشه باهاش در ارتباط هستم من اکثرا به اين ترتيب ذکر ميگم
اول : هفت مرتبه بسم الله و بالله و توکلت علي الله لا حول ولا قوه الي بالله علي العظيم
دوم : چهار قل را ميخوانم
سوم : براي شادي روح مرحوم پدر يک حمد وسه قل هو الله

سکوت (خودم)نوزده مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم و آیه الکرسی (هر چی شد )

سوال این هفته :

دلتون میخواست الآن کجا بودین ؟؟یا تو چه محفلی ؟؟

حرف هفته :

در گوش دلم یکی سحر گاهی گفت

                                                       صد رحمت حق بر او عجب درس سفت

یک لحظه به زندگی نباید خوابید

                                                      چون بعد حیات تا ابد باید خفت

اعمال روزهای آخر ماه ذی القعده :

دحو الارض شب ۲۵ ذی القعده از لیالی شریفه است ورحمت خدا در آن نازل می شود حسن وشا روایت کرده که با پدرم در خدمت حضرت رضا(ع)شام خوردیم .فرمود : امشب حضرت ابراهیم وحضرت عیسی متولد شدند وزمین از زیر کعبه پهن شد پس هر کس روزش را روزه بدارد چنان است که شصت ماه روزه داشته وبه روایتی حضرت مهدی (عج)ظهور می کنند وروزش از چهار روزی است که در ایام سال فضیلت دارد وحضرت آدم کعبه را با جبرئیل ساختند وحجر را نصب کردند وهر کس روزی را روزه بدارد وشبش را به عبادت به سر برد برای او عبادت صد سال نوشته شود وبرای روزه دار این روز هر چه بین آسمان وزمین است آمرزش خواهد وروزی است که رحمت خدا در آن منتشر میشود .

نماز روز دحوالارض : دورکعت نماز بخواند ودر هر رکعت بعد از حمد ۵ مرتبه والشمس وبعد از سلام گوید:"لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم " بعد این دعا را بخواند:"یا مقیل العثرات اقلنی عثرتی یا مجیب الدعوات اجب دعوتی یا سامع الاصوات اسمع صوتی وارحمنی وتجاوز عن سیئاتی وماعندی یا ذالجلال والاکرام ."

روز بیست ونهم :به روایتی روز نزول کعبه است وآن اول رحمت پروردگار می باشد و هر که در آن روز روزه بدارد کفاره ی هفتاد سال گناه است.

روز سی ام :    شهادت حضرت امام محمد تقی (ع) (پیشاپیش تسلیت میگم )

پیوست :

۱ـ سلام ... هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...اینجا که سرد و خشکه .هنوز هم چیزی نباریده .منم خوبم شکر . شماخوبین ؟ درسلامتی کامل بسر میبرین ؟؟

۲ـ شب شعر هم رفتم جاتون خالی خیلی خوش گذشت .یه سالی میشد که شب شعر نرفته بودم .مهمانان آقایان  حمید سبزواری وزکریا اخلاق و از انجمهای جیحون وشعر وادب یزد و جمع کثیری از دانشجویان .پذیرایی هم رسیدم واز حاشیه ی این شب شعر ... یه خانمه کنار من نشسته بود از اول هی به خودم گفتم اخه این بشر قیافه اش به شعر وشرکت تو این جور جاها نمیخوره خانم مسنی بود معلوم بود به زور آوردنش .. از اول تا آخر این مجلس این بنده ی خدا خواب بود تا یه صدایی میومد این از خوابش پامیشد به استغفرالله والله اکبری میگفت دوباره میخوابید ... خلاصه تا آخر مگه حواس گذاشت واسه ما ...

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

۳ـ پرونده ی خواب وتعبیر خواب را بستم دیگه ... خیالتون راحت راحت برید بگیرید بخوابید   .... مثل این نی نی ...

۴ـ تبریک میگم تبریک خب بابا ۱۶ آذر روز دانشجو هست دیگه به خودم دارم تبریک میگم خداییش دانشجویی هم عالمی داره .هر چند الآن دارم به هر دری میزنم که فارغ التحصیل بشم ولی بعدش که فکر میکنم میبینم بهترین ساعات هفته  حالا هر چند هم سخته وگاهی بهم فشار میاد ولی تو دانشگاه سپری میشه ... یادش بخیر ترم اول بودیم بهمون میگفتن صفری ها حالا دیگه شدیم مادربزرگای دانشگاه

اینم یار دبستانی من ....

۵ ـ ا لتماس دعا شاد باشین وعاشق حق وخدانگهدار


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 11:15 توسط ::سکوت::


بسياري تعبير خواب را علم مي‌دانند و عده‌اي اعتقاد نداشتن به روياي صادقه و تعبير خواب را بي‌ديني. در ميان علماي علم تعبير خواب سه اسم بزرگ ديده مي‌شود كه دو تاي آنها پيامبرند:

دانيال (ع)، يوسف (ع) و ابن سيرين، از تعبير خواب يوسف (ع) مستندات چنداني در دسترس نيست، مگر تعابيري كه در قرآن مجيد آمده اما از دانيال نبي تعبير خواب‌هاي محدودي و از ابن‌سيرين چندين كتاب وجود دارد. اما علم تعبير خواب هم مثل علوم ديگر براي ماندگاري مجبور است پيشرفت كند. آدم‌ها روز به روز خواب‌هاي مدرن‌تر مي‌بينند.
خواب‌هايي كه ابن‌سيرين يا دانيال نبي يا حضرت يوسف به خواب هم نمي‌ديدند كه بخواهند تعبير كنند. اينكه متوفي دست آدم را توي خواب بگيرد و ببرد، تعبيرش به عقيده ابن‌سيرين مرگ است، اما اينكه غريبه‌اي موهايت را سشوار بكشد يا لپ‌تاپت بسوزد؛ ابن‌سيرين سشوار و لپ‌تاپ چه مي‌داند چيست! با اين همه بيشتر خواب‌ها را معبران امروزي تعبير مي‌كنند و هزار و يك كتاب و سايت و وبلاگ تعبير خواب وجود دارد.
علم تعبير علمي شريف و بزرگ است و حق تعالي، اين علم را به يوسف صديق آموخت.
ابن عباس گويد: اول چيزي از نبوت كه ايزد تعالي به حضرت محمد (ص) عطا نمود، اين بود كه فرشته مقرب او را در خواب گفتي: «بشارت باد تو را كه حق تعالي از جمله انبياء، تو را برگزيد و خاتم انبياء گردانيد.» چون حضرت از خواب بيدار شد، اين خواب را با خديجه (ع) گفت و خديجه گفت: «دل خوش دار كه از اين خواب خير و اقبال يابي.»
در خبر آمده است: اين علم معجزه حضرت يوسف (ع) بود و علمي كه معجزه پيامبران است، به يقين علم شريف و بزرگي است. بعضي از انبياء را، نبوت به خواب كرامت گشته. هشام بن عروة از پدر خويش نقل مي كند: «خواب بشارت است از خداوند، مردم صالح را». و در خبر است از ابوذر كه پيامبر (ص) فرمود: «خوابِ مردم صالح جزئي است از چهل و شش جزء پيغمبري». همينطور از عبدالله عباس و او از سليمان كه فرمود: «خواب وحي است از خداي تعالي بر بنده مومن كه او را از خير و شري كه به او خواهد رسيد آگاهي دهد، پيش از آن كه آن خير و شر به او رسد.» ابوذر رحمه الله گويد: گروهي از ياران پيامبر، پيش او آمدند غمناك و گفتند: يا رسول الله، بر تو از آسمان، وحي آمدي و تو ما را از كارها خبر دادي، امّا (عَياذاً بِاللهِ) اگر اجل تو را فرا رسد، چه كسي ما را خبر دهد و بي اخبار، كارهاي دين چگونه دانيم. پيامبر (ص) فرمودند: «بعد از وفات من، وحي منقطع مي شود، ولي مبشّرات منقطع نگردد.» ياران عرض كردند: «مبشّرات چه باشد»؟

پيامبر (ص) فرمودند: «مبشرات خواب هاي پسنديده بود كه انسان صالح بيند و يا كسي از براي او بيند». و از سلمان مروي است كه گفت: از رسول خدا شنيدم كه با ياران خود گفت: «چون كسي از شما خواب هاي پسنديده بيند، بايد كه خداي تعالي را سپاس گويد و با دوستان و مؤمنان همي گويد. ولي اگر خواب ناپسند بيند، بايد چند مرتبه بگويد: «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشّيْطانِ الرّجيم»، و از شرّ شيطان پناه به حق تعالي برد و آن خواب را با هيچ كس نگويد، تا از آن هيچ ضرر و گزندي به او نرسد.» درخبر است از اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «چون مؤمني خوابي بيند، بايد تعبير آن را بداند، تا از خواب خوب بهره نيكو گيرد و از خواب بد حذر كند، به دعا و عبادت و صدقه دادن.

در ديده بجاي خواب آب است مرا

 زيرا كه به ديدنت شتاب است مرا

گويند: بخسب تا بخوابش بيني

اي كم خردان! چه جاي خواب است مرا؟

 منسوب به ابوسعيد ابوالخير

( شایداین دو بیت بالاربطی نداشته باشه به مطلب این پستم ولی خوشم اومد ازش گذاشتم دیگه)

جواب دوستان به سوال هفته ی قبل :
سورنا جون :من بعد از نمازهام 5 تاصلوات میفرستم و سه بار قل هوالله رو میخونم و بین دو نماز تسبیحات حضرت زهرا وقتی هم دارم جانمازمو جمع میکنم الهی عظم البلا و آیه الکرسی رو میخونم. بدم میاد که بدون هیچی از پای جانماز بلند شم.

 

آقا سینا: بعد نماز   از فقط میگم:

اهدنا اصراط المستقیم

هستی جون :من معمولا بعد از نماز و بعد از ذکرهای مستحبی دعای امام زمان رو میخونم !
بعد هم سرمو میزارم روی مهر و یه آن چشمم رو میبندم و از ته دلم حرف میزنم .. هر چیزی که تو ذهنم اومد ... البته اکثر درد د دل میکنم ... و آخرش دعا !

بسپیده جون :بعد نماز خوب منم مثل خودت هر چه میخواهد دل تنگت بگو!!
مناسب حال و روزم هر ذکری میگم!
دعاهای مامانا هم آره گوش دادم...همش برا بچه هاشون دعا میکنن بیچاره ها!

سارا ومیم دعای بعد نماز من اینه:

خدایا مارا به راه راست هدایت کن.....به ما روزی حلال ببخش و سلامتی عنایت کن...آمین
(مختصر و مفید)

عمو سهیل راستش بعد از نماز معمولا تسبیحات حضرت زهرا(س) و سه تا قول هوالله و دوازده مرتبه یا جوادالائمه را انجام میدهم ولی به شرطها و شروطها

اسب وحشی هر وقت یه چیزی می خوام...به دعای کسی یواشکی گوش نکردم

یک آسمونی من هر وقت یه حاجتی رو خیلی می خ.تم بعد از نماز مستقیم بدون هیچ کلامی سر می زارم رو مهر و می گم خدایا اگه دعای بعد از نماز واقعا می گیره این حاجت رو روا کن ...... و اون معجزه اتفاق می افته
هرچیزی رو که بخوای تنها با نیت خالص می تونی بدست بیاری مطمئن باش (یه نصیحت کوچیک به خودم)

آقا حامد این ذکر را من همیشه و بلافاصله سعی می کنم بعد از هر نماز بخوانم: سُبحان ربِّک ربِّ العزّة عمّا یصفون و سلامٌ علی المُرسَلین و الحمد لله رب العالمین
یک جور اظهار عجز از ستایش حق است، ای خدای بزرگ! هر چه در این نماز سعی کردم تو را وصف کنم، بسیار ناقص است و من از این توصیف، تو را منزّه می دانم.
سفارش زیادی به خواندن این ذکر بعد از نماز شده است.
یک دعای دیگر هم دعای قبولی همین نماز است. این دعا از آنجا نشأت می گیرد که این عبادت ما در خور عظمت و جلال و قدر و منزلت پروردگار نمی باشد و باید از او بخواهیم که با کرم و لطفش این عمل ناقص ما را قبول فرماید که او ارحم الراحمین است. غفلت از این نکته (دعای قبولی عمل) ممکن است به عجب و کبر و مفاسد دیگر عقیدتی منجر شود.

آقا هادی :توی  قرآن وقتی داره در مورد فرار حضرت موسی از مصر به مدین توضیح میده قضیه به اینجا می رسه که جناب موسی پس از تحمل خستگی و مرارت و بعد از گذروندن بیابان میرسن به یه آبادی....اونجا می بینن که چند تا چوپان دارن به گوسفنداشون آب میدن و دخترهایی رو می بینن که منتظر هستن تا چوپانها آب دادن به گوسفندانشون رو تموم کنن تا اونه هم بتونن به گوسفندهای خودشون آب بدن
حضرت موسی دلش برای اون دخترا می سوزه و میره گوسفنداشون رو سیراب می کنه بعد از تموم شدن کار و رفتن اون دختر خانوما وقتی از فرط خستگی و گرسنگی به سایه یک درخت پناه برده بوده رو به خدا میکنه و میگه:

رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر(آیه 24 سوره مبارکه قصص)

خدا هم به حضرت موسی نظر میکنه و اون دختر خانوما که دخترای حضرت شعیب بودن بر می گردن و حضرت موسی رو به خونه پدری میبرن و اونجا بهش مسکن و ماوی میدن و بقیه داستان رو هم که می دونید ....ازدواج میکنه و ....

خلاصه.....منظور از این داستان اون دعایی بود که جناب موسی فرمودن...
از این دعا خیلی خوشم میاد
از این به بعد هرکی این دعا رو کرد منم دعا کنه

سمیرا خانم من بعد از نمازم ميگم :خداجون شكرت .اگر هم كاري سفارشي داشته باشم بهش مي گم .البته مي گم به همه بده به من هم بده! اره من حرفاي بعد از نماز مامانم گوش كردم.:ميگه خدايا به همه كمك به بچه هاي منم كمك كن و بقيشو ديگه نمي دونم!

سکوت واما حرفای مادر جون من بعد از نمازشون :

دستی که برت دراز کردم یاالله ....چشمی که به درگاه تو باز کردم یاالله

مگذار که ناامید گردم یاالله..... بگذار که رو سفید گردم یاالله

تو سجده شون هم میخونن :

سجده میکنم خدارا ... دوست میدارم محمد مصطفی را ... علی شیر خدا ... فاطمه ی زهرا ... خدیجه ی کبری را .. هفتادو دوتن دشت کربلا را ...الهی العفو العفو العفو...

آخر همه ی ایناهم میگن :

الهی به عزت تو خوارم مکن .... به جرم  و گنه شرمسارم مکن

الهی چنان کن سرانجام کار..... تو خشنود باشی وما رستگار

چه قدر مادربزرگا با شعر عجین هستن حتی دعاهاشون خدا حفظشون کنه

حرف هفته :

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .

سوال هفته :

وقتی میخواین برین بیرون از منزل چیز خاصی هم با خودتون زمزمه میکنین ؟؟

پیوست:

۱ـ سلام  به همگی . خوبین ؟ با سرما چیکار میکنین ؟ اینجا که هوا با خودشم در گیری داره . ظهر انگار تو تابستونی ولی صبح وشب انگاری وسط چله زمستونی موندیم اخه چه لباسی بپوشیم صبح میخوایم بریم دانشگاه هوا سرده که میخوایم قندیل ببندیم اگه پالتو بپوشیم دو ساعت بعدش از گرما پوسیدیم ولی بازم خدایا شکر هنوز اینجا بارون نیومده چه برسه به برف دلم واسم بارون نرم پاییزی تنگ شده .مثل اینکه دعا میکنیم آدرس اشتباه میدیم ما یه چیزی تا حالا بوی بارونو حس کردین ؟؟ تازگیها خیلی بوش میاد اینجا

۲ـچهارشنبه رفتم سمینار  بین المللی زن در تاریخ اسلام . ولی چه رفتنی واسه اختتامیه رسیدیم تازه پذیرایی هم نرسیدیم ولی وقت اعتراض رسیدیم ماهم کنجکاو ببینیم چی شده که این قدر رییس دانشگاه یزد عصبانیه (در حال سخنرانی) با اندکی تفحص فهمیدیم که اعتراض کرده بودن به حجاب بانوانی که دراین همایش شرکت کرده بودن ورییس دانشگاه هم داشت میگفت اینهمه خوبی داشته ندیدین بدو بدو به حجاب اونا گیر دادین . یه چیز جالبی که دیدم تو این سمینار دانشجوهای دانشگاه که مسئول اون بودن تو دانشگاه چادر سر میکردن ولی اونجا با روسری وآرایش کرده ( همچین جو مهمانان همایش گرفته بود اینارو )مهمانان هم از هند وسوریه ومصر ویه خانم هم از اروپا و.... این سمینار هم سومین سمینار بین المللی بود دو تای قبلیش در شیراز وزنجان برگزار شده بود . از نظر امکاناتی خوشم نیومد از جاش. خیلی کوچیک بود نصف بچه ها وایستاده بودن اینهمه سالن هست تو یزد بدوبدو رفتن این سالن فسقلی .دیگه اینکه وقتی جوایزو دادن رییس دانشگاه گفت چند تا دانشجوان اینجا اسمهاشونو بنویسین وقرعه بکشیم به سه تاشون بیست هزار تومن بن کتاب اهدا کنیم . یه دختره هم دراومد گفت استاد شب تولد امام رضاست بکنین هشت تا . رییس دانشگاه هم در اومد گفت : میگن خانمها شیرزنن وحرفشونو نمیزارن تو دلشون  وبا جرئت میگن همینه دیگهباشه ۸ تا . ولی ماکه شانس نداریم برنده نشیم دیگه .بعد چون پذیرایی نرسیدیم خودمون رفتیم هویج بستنی خوردیم

۳ـ در مورد تعبیر خواب مطالب زیادی یافتم فعلا این قسمتو داشته باشین ان شالله اگه فرصتی شد وعمری بود ادامه میدم حرف هفته ی این هفته هم با خودم بودما بهتون بر نخوره . اخه دو هفته قبل یه حرفی هفته ایی گذاشتم بودم ( دنیا غریب است وساکت ...) چند تا از دوستان میخواستن بدونن یعنی چی سکوت کنیم واین حرفا منم برای جوابشون این جمله رو نوشتم اخه زیاد تکرار میکنم واسه خودم این جمله رو

۴ـبازم میخوام عذر خواهی کنم راستش میام به همه تون سر میزنم پستهاتون رو هم دنبال میکنم ولی جدیدا اصلا حس وحال کامنت گذاشتن وروده درازی رو ندارم .منم که نمیتونم به یه کلمه ی ممنون وقشنگ بود اکتفا کنم بنابراین بی خیال کامنت گذاشتن میشم . شرمنده دیگه ولی شما بیاین ورد پایی به جا بزارین ( آدم پررو همینه دیگه )

۵ـ راستی جمعه شب شعر مرحوم   قیصر امین پور هست . خیلی دوست دارم برم دعا کنین جور بشه برم .خب ما رفتیم دیگه شاد باشین وعاشق حق التماس دعا وخدانگهدار

 

 

 


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:54 توسط ::سکوت::