دوست داشتم یه پست متفاوت بنویسم مخصوص شبی که در پیش داریم ولی هر چه فکر می کنم چیزی به ذهنم نمیرسه ... چیزی که به ذهنم میرسه ولی قدرت بیانشو ندارم ... چه جوری بگم اصلا نمیدونم از کجا باید شروع کنم ؟؟... هدفم از نوشتن این پست چیه ؟؟... فقط اینو خوب میدونم که دوست دارم تو این پست یا دلنوشته یا هر چیز دیگه ای که میشه اسمشو گذاشت حرفامو ساده وعامیانه بزنم .دوست ندارم دست وپای خودمو ببندم ومتکلفانه بنویسم . حرفهایی میخوام بنویسم که ممکنه تو نجواهاتون ,تو مناجاتهای قشنگتون وقتی که به یه همچین شبهایی از سال میرسین خیلی پاک وبی ریا ,همراه با نوعی خضوع وخشوع با خداتون در میون میگذارین . حرفهایی که بعداز گفتنشون انگار سبک میشین .انگار دریچه ای از امیدو نور به روتون باز شده ....
تو زندگی همه ی ما آدمها یه سری امیال وآرزوهایی هست ... آرزوهایی که گاهی میتونیم بیانشون کنیم وگاهی نه ....یه سری هم آرزوهایی هستن که ممکنه برای من آرزویی دست نیافتنی باشن ولی برای دیگری اصلا آرزو نباشه ... بالاخره آرزوهایی هستند که تو ذهنمون اونها را پرورش میدیم وبرای رسیدن به اونها تمام سعیمون را میکنیم ودوست نداریم که روزی اون آرزو بشه جز ای کاشهایی که زمان برآورده شدن اون گذشته ...
بزرگترین آرزو:
خدایا ... خسته ام نه خسته ی جسم ,خسته ی روحم ,روانم پریشان است ودلم پریشان تر ...خسته ام از همه ی چیزهایی که نمیخواهم ببینم ولی مجبور به دیدنشون هستم ... خسته ام از صداهایی که طاقت شنیدنشون را ندارم ولی باز مجبورم بشنوم ....خسته ام ,خسته از گامهایی که بی جهت بر میدارم ولی آخرش هیچ... نا کجا آبادی بیش نیست ....خستگی ام فقط با یک چیز درمان میشود وخودت خوب میدانی که آن چیست ...آرزویی دیرینه .... آرزویی که هر شب جمعه به سراغمون میاد ... آرزوی پایان زمان انتظار ... آرزوی بوئیدن عطرش وترنم حضورش .... آرزوی ظهورش ...
فقط خوب میدانم که :
پشت این پرده نگاری است که خواهد آمد ماهتاب شب تاری است که خواهد آمد
آخرین اختر تابنده ی ملک ملکوت به خدا روی مداری است که خواهد آمد
"اللهم عجل الولیک الفرج "
واما ... آرزویی برای تمامی عزیزان ودوستانم :
آرزویم اینست:
نترواد اشکی در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
وبه اندازه ی هرروز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد
وبه لبخند تو از خویش رها می گردد
وتورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد
واما ... آرزوی تو چیه ؟ فکر میکنی میتونی بهش برسی ؟
پیوست:
۱ـمیدونم که پستم طولانی شد ولی جالب نشد ولی باور کنین که نمیتونستم چیزی بگم اون قدر عظمت این شب عزیز زیاده که دستام توانایی نوشتن آرزوهامو نداشتن . اگه مجالی تا قبل از فرا رسیدن این شب داشته باشم سعی میکنم بیام ونوشته هامو منظم تر کنم بالاخره پوزش بنده را بپذیرین .
۲ـبازم ممنونم از تمامی همراهانم که جویای حالم میشن ومنو شرمنده ی محبتهاشون میکنن (ونمیزارن سکوت,لحظه ای سکوت را انتخاب کنه ).
۳ـاعمال شب آرزو ها را در آخر این پست مینویسم ان شالله خدا بهمون این توفیق را بده تا بتونیم قدمی برروی این پله ها بگذاریم وخودمون را به عرش کبریاییش نزدیک کنیم . منو از دعای خیرتون بی نصیب نکنین .التماس دعای فراوان .روزگار خوبی سپری کنین وخدانگهدارتون .
نماز شب جمعه اول ماه رجب :
شب جمعه ی اول ماه رجب را "لیله الرغائب" گویند وبرای آن عملی از رسول خدا (ص)وارد شده که باعث آمرزش گناهان است وهر که این نماز را بخواند چون شب اول قبر او شود حقتعالی ثواب نماز را به نیکوترین صورت به سوی او فرستد با روی باز ودرخشان وزبان فصیح به او گوید ای حبیب من تو را بشارت باد که از هر شدت وسختی رها شدی . صاحب نماز گوید : تو کیستی که به خدا قسم من روئی از روی تو بهتر ندیدم وسخنی از سخن تو شیرین تر نشنیدم وبوئی از بوی تو بهتر نبوئیده ام .گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه فلان سال بجا آوردی .امشب نزد تو آمدم تا حق تو را ادا کنم ومونس تو باشم ووحشت را از تو بردارم وچون در صور دمیده شود من بر سر تو سایه خواهم بود پس خوشحال باش که هر گز خیر از تو بریده نشود .
دستور نماز لیله الرغائب:
روز پنج شنبه آن ماه را روزه میگیری چون شب جمعه داخل شد ما بین نماز مغرب وعشا دوازده رکعت نماز میگذاری هر دو رکعت به یک سلام ودر هر رکعت بعداز حمد سه بار سوره ی قدر ودوازده بار سوره ی توحید میخوانی وچون از نماز فارغ شدی هفتاد مرتبه میگویی "اللهم صل علی محمد النبی الامی وعلی آله "پس به سجده میروی وهفتاد مرتبه می گویی "سبوح قدوس رب الملائکه والروح "پس سر از سجده بر می داری وهفتاد مرتبه می گویی " رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم انک العلی الاعظم "باز به سجده می روی وهفتاد مرتبه می گویی " سبوح قدوس رب الملائکه والروح "پس حاجت خود را می خواهی که ان شالله برآورده میشود .
(برگرفته از کتاب معراج المومن )
هر چند دوست داشتم تو اولین پستم انچه که خود از این کلمه برداشت میکنم را بنویسم ولی موکول شد به این پست .میخوام یه کالبد شکافی یا تشریحی از کلمه سکوت داشته باشم هر چند خیلی کوتاه ....
حتما گاهی اوقات شنیدین که سکوت یه نفر را میزارن به حساب رضایت طرف . جمله ای که بارها و بارها به گوشمون خورده "سکوت علامت رضاست"ولی براستی همیشه سکوت به این معنیه ؟؟؟
به نظر من گاهی سکوت علامت مخالفت واعتراضه . مخالفت با یه چیزی یا حرفی یا کسی .مخالفتی که نمتونیم بیانش کنیم یا به عبارتی سکوتمون فریادیه که نمیتونه خودشو از گلو رها کنه وصداش را به گوش بعضیها برسونه .اون وقته که سکوتمون تبدیل میشه به یه بغض خفه تو گلو وبه دنبالش روان شدن اشک از چشمامون ......
گاهی سکوت می کنیم چون حرفی برای گفتن نداریم ....
گاهی هم سکوتمون همراه با تعقل وتامله ....تو این سکوت دنبال چیزی میگردیم تو اون گوشه های ذهنمون تا بتونیم یه جورای سکوتمون را بشکنیم ولی دوست نداریم که شکستن سکوتمون توام با شکستن قلب وروح کسی باشه .
گاهی هم چیزی که میخوایم در موردش صحبتی کنیم اون قدر بزرگ وباشکوهه که زبونمون از گفتنش عاجزه به خاطر همین سکوت را انتخاب میکنیم .
گاهی سکوت به معنای خلوته ...که این سکوت جلوه گر عشق بازی با معشوقه ...چون سرشت عشق خلوتخواهه وخلوت عاشقانه زیباترین خلوتگاه .....
به نظر من قشنگ ترین وعالی ترین نوع سکوت همون سکوت به معنای خلوته .....سکوت بنده در مقابل معبودش....که توام با یه جور خضوع هستش ....یه جور خشیت الهی .....
الهی در سکوت گریه هایم تو هستی تکیه گاه شانه هایم
الهی در شب تاروسیاهم همه تسبیح وذکر تو پناهم
خب به نظر شما نوع دیگه ای از سکوت هست که من فراموش کرده باشم؟
شما بیشتر چه مواقعی سکوت میکنین یا سکوت شما به چه معناست ؟
پیوست:
۱ـتشکر میکنم از دوستان عزیزی که منو همراهی کردن تو این مدت .خوشحال میشم بازم منو لایق میزبانی بدونین .
۲ـسعی دارم که آخر هر پست یه چندتایی سوال مطرح کنم خوشحال میشم در نظراتتون اگه پاسخی دارین بفرمایین تا من هم آگاه بشم .
۳ـتو هر پست دوست دارم اگه تو ماه بخصوصی هستیم که اعمالی یا مناجاتی برای اون ماه وارد شده اون اعمال را یادآور بشم پس ازاین پست آغاز میکنم :
نماز جمادی الآخر:
در اواخر ماه جمادی الآخر به سر مبریم در این ماه نمازی وارد شده که بدین شرح هست :"دراین ماه هر وقت که بخواهی چهار رکعت نماز کن به دوسلام در رکعت اول بعداز حمد یک بار آیه الکرسی وبیست وپنج بار سوره قدر . در رکعت دوم بعداز حمد یه بار سوره تکاثر وبیست وپنج بار سوره توحید . در رکعت سوم بعداز حمد یک بار سوره ی کافرون وبیست وپنج بار سوره ی فلق ودر رکعت چهارم بعد از حمد یک بار سوره نصر وبیست وپنج بار سوره ی ناس وبعداز سلام رکعت چهارم هفتاد بار تسبیحات اربعه سپس هفتاد مرتبه صلوات وپس از آن سه بار بگو "اللهم اغفر للمومنین والمومنات"پس سر به سجده بگذار وسه بار بگو"یا حی یا قیوم یا ذالجلال والاکرام یا الله یا رحمن یا رحیم یا ارحم الرحمین "پس هر حاجت که داری از خدا بخواه .
مزد این نماز:
هر که این نماز را بخواند خدا اورا مال وزنان وفرزندان ودین ودنیایش را تا سال دیگر حفظ کند واگر دراین سال بمیرد شهید مرده است .
" برگرفته از کتاب معراج المومنین "
ان شالله خدا وند خودش توفیق بندگیش را نصیبمون کنه .منو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید .موفق باشید وسلامت وخدانگهدار .
فاطمه کرد تجلی که علی مولا شد
ولادت دخت نبوت همسر ولایت مادر امامت بانوی دوعالم فاطمه ی زهرا (س)را تبریک میگم
یادمه اون زمونها که هنوز آغشته به این دنیای مادی طلبان نشده بودم وبرای خودم تو عالم بچگی که پراز صفا وپاکی بود سیر میکردم از بزرگترها میشنیدم که خیلی خوبه آدم شب به شب کارایی را که تو طول روز کرده را مروری کنه وبه حساب کاراش برسه .اون موقعها هر شب قبل از خواب چشمامو میبستم و تمام کارامو برای خانم فاطمه ی زهرا میگفتم اون قدر در عالم بچگی غرق بودم که اصلا دوری حضرت را احساس نمیکردم انگار که کنارم نشسته وداره نوازشم میکنم اشکهامو پاک میکنه وبهم لبخند میزنه ومنو امیدوار به فرداهام میکنه ولی الآن .......افسوس میخورم به جای اینکه رابطه مو با حضرت قوی تر کنم اون قدر دور شدم که اگه مشکلی برام پیش بیاد روم نمیشه به حضرت بگمو ازش کمک بخوام .کاش قدر اون مادر مهربون که شفیع روز جزاست را بدونیم وروز به روز پیوندمون را بااون حضرت مستحکم تر کنیم .(ان شالله )
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن میکند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
واما مادر ....کاملترین وپر معنا ترین کلمه در عالم هستی ....مادر سرچشمه ی حایت .....مادر مهربون واز خود گذشته ......مادر مونس وغمخوار ......وهزاران صفت برتر دیگه که زبانم از گفتنش عاجزه ودستانم از نوشتنش لرزان وچشمانم از دیدنش گریان .
فقط میگم :مادرم ...ای که با وجود تو پا به این عالم نهادم وبا اغوش گرم ودستانت پر مهر نوازشگرت بزرگ وبزرگتر شدم هر چند هم بزرگ بشم باز من بچه ی توام وتو مادر منی .میدونم که دعای خیرت را هیچ وقت از من دریغ نکردی وچشمانت همیشه نگران آینده ام بود . باز هم برایم دعا کن که سخت محتاج دعاهای شبانه ات هستم . دستانت را میبوسم وخاک کف پایت را سرمه ی چشمانم میکنم .آرزویی جز سلامتی برایت ندارم .
قدر آینه بدانید در آن وقت که هست نه در آن وقت که افتادو شکست
قدر این گوهر های خونه مون را تا عمرشون به این دنیاست بدونیم تا بعد پشیمون نشیم .(ان شالله)
واما آخرین نوشته ی اولین پستم شعری از امام رحمه الله علیه هست که من را عجیب شیفته ی خودش کرده بااینکه در وبلاگ قبلی هم نوشتم ولی به مناسبت تولد امام خالی از لطف نمیبینم تا چند بیتی از اون را باز بنویسم :
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا به این قافله محرم شوم اما نشدم
هجرت از خویش کنم خانه محبوب رهم
تا به اسما معلم شوم اما نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق
رسته از کوثر وزمزم شوم اما نشدم
......................
پیوست:
سلامی گرم به وسعت دلهای پاکتون
اول ازاینکه پستم طولانی شد عذر میخوام خوب دیگه چند وقتی نبودم عقده ای شده بودم ![]()
دوم اینکه باز شرمنده ازاینکه هنوز وبلاگ کامل نیست در اسرع وقت کاملش میکنم نگین چه قدر ساده هست بزارین پله پله درست میشه
(ان شالله)
سوم اینکه منو تو تکمیل این وبلاگ کمک کنین که نظراتون برام محترمه اخه این وبلاگ متعلق به شماست پس باید باب طبعتون باشه .
چهارم اینکه این ایامو بهتون تبریک میگم باز .ازاینکه این سعادت نصیبم شد تا بعداز چند صباحی باز شروع به نوشتن کنم واین نوشتن مقارن با این روز عزیز باشه را به فال نیک میگیرم .
پنجم هم اینکه آرزوی شادکامی و سلامت وسرسبزی واسه همتون دارم .التماس دعا خدانگهدار